پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۳۷: شادکامی زیستهشده و سنجش بهزیستی در لحظه
سنجش بهزیستی زیستهشده و احیای آرمان جرمی بنتام
قرنها پس از آنکه جرمی بنتام مطلوبیت را به عنوان تراز خالص رنجها و لذتهای حسی تعریف کرد، اقتصاددانان به دلیل ناتوانی در اندازهگیری مستقیم تجارب درونی انسان، این مفهوم را کنار گذاشتند و ترجیحات آشکارشده در رفتار خرید را معیار سنجش قرار دادند. دانیل کانمن با طرح مفهوم بهزیستی زیستهشده (Experienced Well-Being) در پی جبران این کاستی برآمد: چگونه میتوان تجربه واقعی زندگی را نه از دریچه خاطرات دستکاریشده خودِ یادآور، بلکه از طریق جریان زیسته خودِ تجربهکننده در طول شبانهروز ثبت و ارزیابی کرد؟
آناتومی روزمره احساسات؛ دوستان در برابر ترافیک کاری
یافتههای مطالعات DRM الگویی شفاف از منابع واقعی شادکامی و رنج در زندگی روزمره را آشکار ساخت. بهزیستی هیجانی بیش از هر چیز تحت تأثیر وضعیت زیستی و کیفیت پیوندهای اجتماعی در هر لحظه قرار دارد. انسان موجودی عمیقاً اجتماعی است و حضور دیگران به عنوان سپری روانی در برابر هیجانات منفی عمل میکند.
معمای درآمد و بهزیستی؛ مرز اشباع شادکامی روزمره
آیا ثروت بیشتر انسان را خوشبختتر میکند؟ پاسخ به این پرسش دیرینه تا پیش از تمایز میان دو خود همواره در هالهای از ابهام قرار داشت. دانیل کانمن و آنگوس دیتون (اقتصاددان و برنده نوبل ۲۰۱۵) با تحلیل دادههای مؤسسه نظرسنجی گالوپ به پاسخی قطعی و تفکیکشده برای این معما دست یافتند.
دگرگونی در فلسفه سیاستگذاری عمومی
کانمن در پایان فصل استدلال میکند که دولتها و سیاستگذاران باید تولید ناخالص داخلی (GDP) را از جایگاه تنها معیار پیشرفت خلع کنند. سنجش بهزیستی ملی باید بر مبنای کاهش شاخص یو در کل جامعه استوار شود. کاهش رنج گروههایی که بیشترین ساعات ناخشنودی را سپری میکنند—نظیر افراد مبتلا به افسردگی بالینی، مبتلایان به دردهای جسمانی مزمن و بیکاران حاشیهنشین—اولویت اخلاقی و عملی بالاتری نسبت به ثروتمندتر ساختن اقشار مرفه دارد.
هدف نهایی سیاستهای اجتماعی نباید صرفاً بیشینهسازی توهم رضایت در ذهن خودِ یادآور باشد؛ بلکه رسالت راستین، کاستن از رنجهای زیسته و صیانت از آرامش لحظاتی است که انسانها واقعاً در آن نفس میکشند.

