پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۳۲: حسابداری ذهنی، پشیمانی و هزینه غرقشده
حسابداری ذهنی؛ خطکشیهای نامرئی در اقتصاد ذهن
در تئوری کلاسیک اقتصاد، پول دارای خاصیت بنیادین جایگزینپذیری (Fungibility) است؛ به این معنا که یک اسکناس صد دلاری با هر اسکناس صد دلاری دیگر کاملاً برابر و تبادلپذیر است و منشأ یا محل مصرف آن نباید اثری بر ارزش آن بگذارد. با این حال، انسانها در جهان واقعی اقتصاد را از دریچه سازوکاری روانی به نام حسابداری ذهنی (Mental Accounting) اداره میکنند؛ مفهومی که توسط ریچارد تالر صورتبندی شد. ذهن ما پولها و منابع را در حسابهای دفتری مجزا، دلخواه و نفوذناپذیر (نظیر «حساب هزینههای جاری»، «حساب پسانداز تفریح»، یا «پول بادآورده») طبقهبندی میکند و قواعد تصمیمگیری متفاوتی را بر هر یک اعمال مینماید.
اثر تمایل در بازارهای مالی؛ عطش ثبت پیروزی و فرار از شکست
حسابداری ذهنی پیامدهای سنگینی در مدیریت داراییها دارد. انسانها برای هر سرمایهگذاری یک حساب ذهنی مستقل باز میکنند و تمایلی وسواسی دارند که این حساب را با سود ببندند. بستن یک حساب با سود، احساس پیروزی شناختی و ثبت امتیاز مثبت به همراه دارد؛ در حالی که بستن حساب در وضعیت زیان، به معنای پذیرش نهایی شکست و تحمیل درد روانی شدید است. این وضعیت سوگیری ویرانگری را پدید میآورد که اقتصاددانان رفتاری آن را اثر تمایل (The Disposition Effect) مینامند.
مغالطه هزینه غرقشده؛ گروگانگیری منابع توسط گذشته
پدیده مغالطه هزینه غرقشده (The Sunk Cost Fallacy) نتیجه مستقیم ناتوانی ذهن در بستن حسابهای منفی است. هنگامی که پول، زمان یا تلاشی غیرقابل بازگشت صرف پروژهای ناموفق شده است، عقل سلیم حکم میکند که این هزینههای گذشته را نادیده گرفته و تنها منافع و مخارج آتی را بسنجیم. اما سیستم ۱ به هزینههای صرفشده چنگ میزند و برای توجیه تعهدات قبلی، منابع خوب و ارزشمند جدید را به پای پروژهای شکستخورده قربانی میکند.
روانشناسی پشیمانی؛ عذاب کنش در برابر انفعال
پشیمانی (Regret) یک هیجان عمیقاً ضدواقعی (Counterfactual) است؛ دردی که از مقایسه واقعیت موجود با سناریویی فرضی برمیخیزد که در آن میتوانستیم دست به انتخابی متفاوت بزنیم. شدت پشیمانی بیش از آنکه به اندازه پیامد بستگی داشته باشد، به سهولت تصور کردن یک واقعیت جایگزین وابسته است. در این میان، ذهن میان «کاری که انجام دادهایم» و «کاری که از انجامش خودداری کردهایم» تفاوتی ریشهای قائل میشود.
پشیمانی هزینهای است که ما برای پیشبینی ناپذیری جهان میپردازیم؛ اما هراس فلجکننده از این هزینه، ما را وادار میسازد داراییهای نامرغوب را در آغوش بگیریم و ثروتهای آینده را به پای اشتباهات گذشته بسوزانیم.

