پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۳۱: سیاستهای ریسک و کلاننگری در تصمیمگیری
تضاد چارچوببندی خرد و کلان در مواجهه با ریسک
هنگامی که انسانها با زنجیرهای از تصمیمات نامطمئن در زندگی شخصی یا شغلی روبهرو میشوند، دو رویکرد کاملاً متفاوت پیش روی آنها قرار دارد: چارچوببندی محدود (Narrow Framing) و چارچوببندی جامع و کلان (Broad Framing). در چارچوببندی محدود، هر تصمیم به صورت یک رویداد منفرد، مستقل و مقطعی دیده میشود؛ در حالی که در چارچوببندی کلان، هر انتخاب بخشی از یک سبد سرمایهگذاری گسترده و زنجیرهای پیوسته از قمارها در طول زمان تلقی میگردد. ذهن شهودی و خودکار انسان به شکلی ذاتی تمایل دارد امور را در چارچوب محدود ببیند، زیرا بررسی یک تصمیم منفرد بار شناختی بسیار کمتری برای سیستم ۱ دارد.
با وجود منطق شفاف ریاضی، اکثر افراد نمیتوانند احساسات خود را از قید یک بازی منفرد برهانند. سیستم ۱ فاقد توانایی تجمیع ذهنی سناریوهای مکرر است و درد روانی یک باخت احتمالی چنان برجسته میشود که مانع از ورود فرد به فرصتهای سرشار از سودمندی میگردد. برای درمان این فلج تصمیمگیری، کانمن مفهوم سیاست ریسک را معرفی میکند.
سیاست ریسک؛ قاعده کلی برای مهار زیانگریزی
زیانگریزی کوتهبینانه و بهداشت روانی سرمایهگذار
ریچارد تالر و شلومو بنارتزی اصطلاحی بنیادین به نام زیانگریزی کوتهبینانه (Myopic Loss Aversion) ابداع کردند. این پدیده ترکیب دو خطای ذهنی است: زیانگریزی غریزی به همراه وسواس بررسی مکرر نتایج. سرمایهگذارانی که هر روز یا هر ساعت قیمت سهام و پورتفوی خود را رصد میکنند، بیش از دیگران در معرض تصمیمگیریهای شتابزده، فروشهای هیجانی و فرسودگی ذهنی قرار میگیرند.
اتخاذ یک سیاست ریسک کلی، جادوی رهاییبخشی دارد؛ این سیاست سیستم ۲ را موظف میسازد با فراتر رفتن از هر تصمیم خرد، درد هیجانی زیانهای موقت را خنثی کند و ما را به سوی بهرهبرداری پیوسته از بختهای خوش سوق دهد.

