پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۲: توجه و تلاش ذهنی
تلاش ذهنی و فیزیولوژی توجه
سیستم ۲ اغلب با ویژگی تفکر آرام و سنجیده شناخته میشود، اما صفت ذاتی و تفکیکناپذیر آن پرزحمت بودن (Effortful) است. بر خلاف این پندار که اندیشیدن فرایندی انتزاعی و بیارتباط با جسم است، تخصیص توجه سیستم ۲ مستقیماً با پاسخهای فیزیولوژیک بدن در پیوند است. توجه در روانشناسی شناختی یک منبع نامحدود نیست، بلکه یک بودجه با ظرفیت اکیداً محدود است؛ هرگاه وظیفهای فراتر از سقف پردازشی سیستم بطلبد، ذهن ناگزیر ورودیهای حسی و توجه به پیرامون را مسدود میکند.
پیامد گریزناپذیر مصرف تمام بودجه توجه توسط سیستم ۲، رخداد پدیدهای به نام کوری توجهی (Inattentional Blindness) است. هنگامی که یک عملیات محاسباتی سخت تمام ظرفیت سیستم ۲ را در انحصار خود میگیرد، انسان نسبت به واضحترین محرکهای محیطی که به طور طبیعی توسط سیستم ۱ ثبت میشدند، کاملاً نابینا میشود.
قانون کمترین تلاش و مدیریت ظرفیت ذهنی
مغز انسان عمیقاً از قانون کمترین تلاش (Law of Least Effort) پیروی میکند. اگر چند راه مختلف برای رسیدن به هدفی وجود داشته باشد، سیستم شناختی همواره مسیری را ترجیح میدهد که کمترین میزان انرژی و تمرکز را طلب کند. به همین دلیل، اندیشیدن طولانیمدت سیستم ۲ ماهیتی فرساینده دارد و انسان ذاتاً تمایل دارد کنترل رفتارش را در سریعترین زمان ممکن به سازوکارهای بدون زحمت سیستم ۱ واگذار کند.
درک مفهوم تلاش ذهنی، علت عملکرد شگفتانگیز نخبگان را روشن میسازد. مهارت و استادی در واقع چیزی جز انتقال یک مهارت سنگین از سیستم ۲ پرهزینه به شبکههای سریع و تداعیگر سیستم ۱ نیست. یک استاد شطرنج یا جراح کارکشته، موقعیتهای پیچیدهای را که از یک مبتدی تمام انرژی فکری و گشادگی مردمک را میگیرد، با صرف اندک انرژی شناختی و از طریق شهود آموزشدیده حلوفصل میکند.
ما نه تنها نسبت به آنچه آشکار و عیان است نابینا میشویم، بلکه از اینکه چقدر نابینا هستیم نیز کاملاً بیخبریم.

