فصل ۲۷: اثر مالکیت (ارزشگذاری نامتقارن بر داشتههای فرد) — تفکر، سریع و کند | استادیوم
۱۸
پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۲۷: اثر مالکیت (ارزشگذاری نامتقارن بر داشتههای فرد)
ریشههای اثر مالکیت؛ شکاف میان نظریه کلاسیک و رفتار واقعی انسان
نظریه استاندارد اقتصاد خرد برای دههها بر این فرض استوار بود که ترجیحات انسان پایدار، فارغ از موقعیت و کاملاً متقارن هستند. بر پایه مفهوم منحنیهای بیتفاوتی (Indifference Curves) در نظریه کلاسیک، ارزشگذاری یک فرد بر یک کالا هیچ ارتباطی با وضعیت دارایی کنونی او ندارد؛ چه صاحب یک شیء باشید و چه در پی خرید آن، ارزش مطلوبیت آن باید یکسان سنجیده شود. با این حال، دانیل کانمن و ریچارد تالر اثبات کردند که نقطه مرجع فعلی (آنچه هماکنون در تملک دارید)، ارزیابی ذهنی شما را به شکلی بنیادی دگرگون میسازد؛ پدیدهای که تحت عنوان اثر مالکیت (The Endowment Effect) شناخته میشود.
آزمایش تاریخی ماگهای دانشگاه کورنل؛ قفل شدن بازار در آزمایشگاه
تا پیش از پژوهشهای مشترک کانمن، جک کنچ و ریچارد تالر در سال ۱۹۹۰، اقتصاددانان سنتی ادعا میکردند که پدیده مشاهدهشده توسط تالر صرفاً یک خطای رفتاری مقطعی یا ناشی از اصطکاکهای بازار است. برای اثبات نادرستی این ادعا، این سه پژوهشگر بازاری کنترلشده و ملموس را در دانشگاه کورنل برپا کردند تا عملکرد انسان را در شرایط واقعی مبادله محک بزنند.
قلمرو شمول و استثنائات اثر مالکیت
کانمن هشدار میدهد که اثر مالکیت شامل تمامی معاملات اقتصادی نمیشود. اگر این سوگیری جهانشمول بود، تجارت مدرن از کار میافتاد. تمایز کلیدی در این میان، تفاوت میان کالای مصرفی و شخصی با کالای مبادلهای (Goods Held for Exchange) است. یک کفاش هنگام فروختن کفش احساس اندوه زیان نمیکند و خریدار هنگام پرداخت پول نقد دچار ماتم نمیشود؛ زیرا اسکناس و کالای موجود در انبار، برای بهرهبرداری احساسی در دست نیستند، بلکه ماهیتاً ابزارهایی برای مبادله تعریف شدهاند.
پیامدهای کلان اثر مالکیت در بازار املاک و بازاریابی مدرن
رنجی که از چشمپوشی بر یک دارایی بر دل مینشیند، به مراتب شدیدتر از لذتی است که تصاحب همان شیء به ارمغان میآورد؛ این تقارنناپذیری عمیق، لنگر ثبات وضعیت موجود و مانع ناپیدای چرخش آزاد داراییها در جهان است.