پروفسور دانیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد)
فصل ۱۳: دسترسیپذیری، هیجان و ادراک عمومی ریسک
ادراک عمومی ریسک و تله سوگیری دسترسیپذیری
قضاوت انسان درباره خطرات جهان پیرامون، هرگز حاصل یک محاسبه ریاضی خنثی بر پایه «حاصلضرب احتمال وقوع در شدت خسارت» نیست؛ بلکه مستقیماً توسط هیوریستیک دسترسیپذیری و واکنشهای غریزی سیستم ۱ اداره میشود. ما تهدیداتی را به مراتب بزرگتر، محتملتر و مرگبارتر ارزیابی میکنیم که تصاویری زنده، پررنگ و اضطرابآور از آنها در ذهنمان تداعی شود. در این میان، رسانههای جمعی با پخش تصاویر تکاندهنده حوادث، موتور محرک تحریف واقعیتهای آماری در افکار عمومی هستند.
هیجان و تقابل بنیادین کارشناسان با ادراک عمومی
پل اسلوویک با مطالعات گسترده خود پیرامون هیوریستیک عاطفه نشان داد که عموم مردم در مواجهه با خطرات، ارزیابی خود را نه بر مبنای دادههای اپیدمیولوژیک، بلکه بر اساس احساس انزجار، هراس و میزان «وحشتانگیزی ذاتی (Dread Risk)» تنظیم میکنند. در نظر شهروندان، خطری که مبهم، خارج از کنترل فردی، ناعادلانه و فاجعهبار در یک نقطه باشد (نظیر نشت رادیواکتیو)، بسیار هولناکتر از خطراتی است که داوطلبانه، آشنا و تدریجی رخ میدهند (مانند سیگار کشیدن یا رانندگی).
ریسک در جهان مادی به شکل عینی وجود ندارد و در انتظار کشف شدن ننشسته است؛ ریسک مفهومی ساخته و پرداخته ذهن انسان است که برای یاری رساندن به ما در جهتیابی در دنیایی پرخطر و نامتعین ابداع شده است.
آبشار دسترسیپذیری؛ سازوکار زنجیرهای هراس جمعی
تیمور کوران (اقتصاددان) و کس سانستین (حقوقدان) مفهوم تاریخساز «آبشار دسترسیپذیری» (Availability Cascade) را صورتبندی کردند. این پدیده زنجیرهای خودتقویتشونده از وقایع است که از یک حادثه کوچک یا ادعای کماهمیت آغاز میشود، با بازتاب رسانهای گسترده شدت میگیرد، واکنشهای عصبی افکار عمومی را برمیانگیزد و در نهایت سیاستگذاران را به واکنشهای افراطی و اتلاف منابع کلان وادار میسازد.
مناقشه فلسفی: دموکراسی هیجانی در برابر تکنوکراسی عقلانی
کانمن در این فصل یک تقابل بنیادین فکری را مطرح میکند: از یک سو، رویکرد تکنوکراتیک کس سانستین قرار دارد که معتقد است خطمشیهای عمومی و تخصیص میلیاردها دلار بودجه باید منحصراً توسط کارشناسان دادهمحور و بر پایه فرمولهای دقیق «هزینه-فایده» تعیین شود تا هیستریهای زودگذر جامعه سرمایهها را هدر ندهد. از سوی دیگر، دیدگاه پل اسلوویک قرار دارد که هشدار میدهد تحمیل تصمیمات کارشناسی بر مردمی که قلباً در وحشت به سر میبرند، دیکتاتوری فنسالارانه است و دولتها باید ارزشها و اولویتهای حسی شهروندان خود را محترم بشمارند.
آبشارهای دسترسیپذیری ممکن است توهمآمیز باشند، اما قدرت سیاسی بسیار واقعی دارند؛ جامعهای که به طور کامل توسط کارشناسان اداره شود دموکراتیک نیست، اما جامعهای که به تسخیر آبشارهای دسترسیپذیری درآید، منابع محدود خود را برای توهمات دود خواهد کرد.

