ال ریس و جک تروت (Al Ries and Jack Trout)
فصل ۱۱: تلهٔ سواری مجانی
وسوسهٔ استفاده از نام آشنا
فصل قبل دربارهٔ خطر بینامی بود؛ این فصل به وسوسهٔ مقابل میپردازد: استفاده از یک نام موفق برای محصولی تازه. فرض کنید شرکت شما یک محصول موفق با نامی شناختهشده دارد. محصول تازهای ساختهاید و میخواهید آن را به بازار بفرستید. طبیعیترین تصمیم این است که نام موفق را روی محصول تازه بگذارید؛ مشتری نام را میشناسد، فروشگاه محصول را قفسه میگذارد و هزینهٔ معرفی کمتر میشود. ریس و تروت این وسوسه را «تلهٔ سواری مجانی» مینامند. پرسش فصل این است: چرا نامی که برای یک محصول قدرت ساخته است، معمولاً برای محصولی دیگر قدرت نمیسازد و اغلب هر دو را تضعیف میکند؟
پاسخ در این واقعیت است که نام، یک برچسب خالی نیست؛ یک جایگاه است. وقتی مشتری نام «زیراکس» را میشنود، به یاد دستگاه کپی میافتد؛ وقتی «هاینتس» را میشنود، خیارشور یا کچاپ. این نامها در ذهن، معنایی مشخص و محدود دارند. اگر محصول تازه معنای متفاوتی داشته باشد، نام قدیمی نمیتواند آن را حمل کند. کتاب این را «اصل الاکلنگ» مینامد: یک نام نمیتواند همزمان دو محصول کاملاً متفاوت را نمایندگی کند؛ وقتی یکی بالا میرود، دیگری پایین میآید. سواری مجانی در نگاه مالی جذاب است، اما در ذهن مشتری، بلیت این سواری معمولاً به بهای جایگاه اصلی تمام میشود.
قانون الاکلنگ در نام
کتاب نمونهٔ دیگری از همین الاکلنگ میآورد. هاینتس در خیارشور جایگاه اول را داشت، اما تصمیم گرفت نام خود را به کچاپ گره بزند. در کچاپ موفق شد و به برند اول تبدیل شد، اما در همان حال، جایگاهش در خیارشور را به ولاسیک واگذار کرد. مشتری نمیتوانست هاینتس را همزمان «خیارشور» و «کچاپ» بداند؛ وقتی معنای کچاپ قویتر شد، معنای خیارشور ضعیف شد. در مورد آلکا-سلتزر هم محصول تازهٔ آلکا-سلتزر پلاس، بهجای گرفتن سهم از رقبای سرماخوردگی، سهم خود آلکا-سلتزر را خورد. اینها نشان میدهند که نام، ظرفی با ظرفیت محدود است؛ هر محصول تازه، بخشی از ظرفیت معنایی نام را اشغال میکند و اگر با معنای اصلی نخواند، آن را فرسوده میکند.
ناشناسی، یک دارایی است
«یک نام نمیتواند همزمان دو محصول کاملاً متفاوت را نمایندگی کند. وقتی یکی بالا میرود، دیگری پایین میآید؛ این اصل الاکلنگ است و در دلایل مالی و تبلیغاتی صدق میکند، نه فقط در سلیقه.»
این قاعده مطلق نیست. در فصلهای بعد کتاب نشان میدهد که سواری مجانی در شرایط خاص میتواند کار کند: وقتی محصول تازه حجم فروش کمی دارد، رقابت جدی وجود ندارد، یا شرکت اصلاً قصد ساختن یک جایگاه مستقل را ندارد. همچنین، بعضی شرکتهای صنعتی با نام اصلی خود اعتبار فنی و اعتماد خریدار را منتقل میکنند. اما اینها استثناهایی با شرایط روشناند، نه مجوزی برای چسباندن نام اصلی به هر محصول تازه. خطر اصلی این است که شرکت، صرفهجویی کوتاهمدت را با استراتژی بلندمدت اشتباه بگیرد.
برای مدیر، این فصل یک پرسش مالی مهم میسازد: هزینهٔ ساختن یک نام تازه را با هزینهٔ فرسودن نام فعلی مقایسه کنید. اگر محصول تازه شکست بخورد، نام تازه فقط یک دارایی بیاستفاده است؛ اما اگر نام اصلی آسیب ببیند، ممکن است سالها سود اصلی شرکت را از دست بدهید. سواری مجانی، در ترازنامه ارزان به نظر میرسد؛ در ذهن مشتری، اغلب گرانترین گزینه است. این مقایسه، به یک قاعدهٔ ساده میرسد: نام اصلی را برای جایگاه اصلی نگه دارید.
تلهٔ سواری مجانی، زیرمجموعهٔ یک تلهٔ بزرگتر است: گسترش خط تولید. اگر شرکت نام اصلی را نه برای یک محصول تازه، بلکه برای دهها نسخهٔ رنگی و طعمی و اندازهای به کار ببرد، نام بهتدریج معنای خود را از دست میدهد. فصل بعد، این بیماری رایج بازاریابی را از نزدیک بررسی میکند. در این حالت، هر نسخهٔ تازه، سهمی از معنای اصلی را میبلعد تا جایی که نام، دیگر چیزی برای گفتن ندارد. این روند، اغلب سالها طول میکشد و به همین دلیل، دیر تشخیص داده میشود.

