پیتر تیل به همراه بلیک مسترز (Peter Thiel with Blake Masters)
فصل ۸: رازها
هر ایدهی بزرگ و مشهوری، زمانی یک راز ناشناخته بوده است
هر یک از ایدههای مشهور و بدیهی دنیای امروز، روزی یک راز ناشناخته و حتی غیرقابلباور بوده است. در طول قرنها، مثلث فیثاغورس، کروی بودن زمین، یا گردش زمین به دور خورشید حقایقی پنهان بودند که کاشفان آنها را با رنج و جسارت آشکار ساختند. اکنون به پرسش بنیادین فصل اول بازگردیم: «بر سر چه حقیقت مهمی، افراد بسیار کمی با شما همعقیده هستند؟» پاسخ به این پرسش، در یک کلمه خلاصه میشود: یک راز (Secret).
چرا مردم امروزه به وجود رازها باور ندارند؟
در جهان امروز، یک باور پنهان و فلجکننده شکل گرفته است مبنی بر اینکه تمام رازهای قابل کشف، قبلاً کشف شدهاند و دیگر مرزی برای کاوش باقی نمانده است. تا قرن هجدهم، نقشههای جغرافیایی دارای بخشهای سفید و ناشناخته با عنوان «اینجا اژدها زندگی میکند» بودند، اما امروزه با ماهوارهها و گوگلمپ، وجببهوجب کرهی خاکی تصویربرداری شده است. در کنار این حس تکمیل جغرافیایی، چهار روند اجتماعی قدرتمند باعث ریشهکن شدن باور به کشف رازها در ذهن انسان مدرن شدهاند:
چگونه و کجا به دنبال رازها بگردیم؟
شما هرگز رازی را کشف نخواهید کرد مگر اینکه پیشاپیش باور داشته باشید رازی وجود دارد و آگاهانه به دنبال آن بگردید. در کل دو نوع راز در جهان وجود دارد: اول، رازهای مربوط به طبیعت (تلاش برای کشف قوانین فیزیکی و زیستشناختی جهان مادی برای ساختن فناوریهای جدید)؛ و دوم، رازهای مربوط به انسانها (چیزهایی که انسانها درباره خودشان نمیدانند یا چیزهایی که آنها را از دیگران پنهان میکنند).
با راز کشفشده چه باید کرد؟
وقتی رازی را کشف کردید، با یک دوراهی استراتژیک مواجه میشوید: آیا باید آن را به همه بگویید یا پیش خود نگه دارید؟ پاسخ پیتر تیل روشن است: راز خود را جار نزنید، مگر برای افرادی که واقعاً برای اجرای آن به حضورشان نیاز دارید. یک شرکت بزرگ در حقیقت چیزی نیست جز یک توطئهی مثبت برای تغییر جهان؛ وقتی راز خود را با گروه منتخبی از همتیمیهای مورد اعتماد به اشتراک میگذارید، شما بنیانگذار یک استارتاپ شدهاید.
جاده همواره از درِ خانه تا دوردستها ادامه دارد... و هنوز راههای پنهان بیشماری در انتظار گامهای کاوشگران است.

