پیتر تیل به همراه بلیک مسترز (Peter Thiel with Blake Masters)
فصل ۷: ردِ پول را بگیرید
قانون توان (Power Law): معادلهی پنهان جهان
پول به دنبال پول میرود. آلبرت اینشتین بهره مرکب را «هشتمین عجایب جهان» نامید، زیرا سرمایه در طول زمان به شکل نمایی رشد میکند. اما پیامد عمیقتر رشد نمایی، مفهومی به نام قانون توان (Power Law) است: ما در یک دنیای «نرمال» و متوازن زندگی نمیکنیم، بلکه در جهانی زندگی میکنیم که در آن، تعداد بسیار اندکی از پدیدهها، شرکتها یا تصمیمات، به شکل نامتناسبی از مجموع کل موارد دیگر ارزشمندتر و اثرگذارتر هستند.
قانون توان در سرمایهگذاری خطرپذیر (VC)
اکثر سرمایهگذاران خطرپذیر سعی میکنند سبدی از دهها استارتاپ تشکیل دهند به این امید که چند مورد از آنها موفق شوند. اما واقعیت آماری صندوقهای سرمایهگذاری موفق، قانون بسیار بیرحمانهتری را فاش میکند: بهترین سرمایهگذاری در یک صندوق VC موفق، ارزشی برابر یا بیشتر از مجموع تمام سرمایهگذاریهای دیگر آن صندوق دارد!
هنگامی که یک سرمایهگذار از تفکر مبتنی بر قانون توان به «تنوعبخشی کورکورانه» (Spreading Bets) سقوط میکند، در واقع اعتراف کرده است که نمیتواند برندگان واقعی آینده را تشخیص دهد. یک صندوق VC عالی نباید روی دهها شرکت متوسط سرمایهگذاری کند، بلکه باید بر تعداد انگشتشماری از شرکتها متمرکز شود که هر کدام شانس تبدیل شدن به یک انحصار عظیم را دارند.
چرا مردم قانون توان را نمیبینند؟
چرا حتی سرمایهگذاران حرفهای هم گاهی قانون توان را فراموش میکنند؟ اول به این دلیل که قانون توان تنها در گذر زمان آشکار میشود؛ در سالهای ابتدایی، تمام استارتاپهای یک سبد سرمایهگذاری تقریباً هماندازه به نظر میرسند و تنها پس از گذشت پنج تا ده سال است که فاصلهی نجومی شرکت شماره یک با بقیه نمایان میگردد. دوم اینکه، مدیران صندوقها هر روز بیشتر وقت خود را صرف سر و کله زدن با شرکتهای مشکلدار و ضعیف سبد خود میکنند، در حالی که ستارهی اصلی سبدشان بدون نیاز به دخالت دائمی در حال رشد است.
قانون توان در زندگی شخصی و شغلی شما
قانون توان فقط مختص سرمایهگذاران نیست؛ این قانون برای تکتک انسانها صادق است، زیرا هر انسان به خودی خود یک سرمایهگذار است. شما شاید پول نقد کلانی برای خرید سهام نداشته باشید، اما ارزشمندترین دارایی یعنی زمان و عمر خود را سرمایهگذاری میکنید. بر خلاف یک سرمایهگذار مالی، شما حتی نمیتوانید زمان خود را بین بیست شغل مختلف «متنوعسازی» کنید؛ شما در هر دوره تنها میتوانید روی یک شرکت کار کنید.
مهم نیست چقدر در کاری که انجام میدهید مهارت دارید؛ آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که آیا شرکت یا حوزهای که زمان خود را در آن سرمایهگذاری میکنید، در آینده واقعاً ارزشمند خواهد بود یا خیر. صد درصد از یک شرکت بیارزش، دقیقاً برابر با صفر است، اما حتی صدم درصد از شرکتی مانند گوگل، به اندازه یک ثروت افسانهای ارزش دارد.

