پیتر تیل به همراه بلیک مسترز (Peter Thiel with Blake Masters)
فصل ۴: ایدئولوژی رقابت
رقابت به مثابه یک وسواس فکری و ایدئولوژی مخرب
انحصار خلاقانه به معنای محصولات جدیدی است که به نفع همه است و سود پایدار برای سازنده به همراه دارد؛ در حالی که رقابت به معنای نبودِ سود برای همه، فقدان تمایز معنادار و تقلا برای بقاست. پس چرا مردم باور دارند که رقابت سالم و ضروری است؟ پاسخ این است که رقابت صرفاً یک مفهوم اقتصادی یا یک ضرورت عملی نیست، بلکه یک ایدئولوژی مسلط است که کل جامعه و ساختار فکری ما را مسخ کرده و دید ما را مخدوش میسازد.
جنگ و شکسپیر در دنیای کسبوکار
فرهنگ کسبوکار مدرن آغشته به استعارههای جنگ است: ما از «تسخیر بازار»، «کشتن رقبا» و «اتاق جنگ» حرف میزنیم. اما در دنیای واقعی، جنگها هزینههای گزاف و ویرانگری دارند. همانطور که در تراژدی رومئو و ژولیت اثر شکسپیر، دو خاندان مونتاگ و کاپولت که از هر نظر شبیه به هم هستند، بر سر نفرتی که حتی ریشهاش را به یاد نمیآورند فرزندان و آیندهی خود را نابود میکنند، شرکتهای رقیب نیز در نبردهای حیثیتی، منابع خود را میسوزانند و از تغییرات بنیادین بازار غافل میشوند.
چه شرمآور است دیدنِ بیست هزار مرد که برای یک خیال و توهمِ افتخار، به سوی گورهای خود گام برمیدارند و بر سر قطعه زمینی میجنگند که حتی گنجایش دفن کردن کشتگانِ این نبرد را هم ندارد.
فرار از تله رقابت یا اتحاد استراتژیک
رقابت باعث میشود ما به جای تمرکز بر مسائل واقعاً مهم و کشف فرصتهای بکر آینده، بر رقبای اطرافمان متمرکز شویم و در گذشته درجا بزنیم. گاهی البته مجبور به جنگیدن میشوید؛ در این صورت، باید قاطعانه ضربه بزنید و سریع پیروز شوید. اما در بسیاری از موارد، بهترین راه، کنار گذاشتن غرور کاذب و ادغام شدن با رقیب است.

