پیتر تیل به همراه بلیک مسترز (Peter Thiel with Blake Masters)
فصل ۱۰: مکانیسم مافیا
فراتر از حرفهایگری: ساختن فرهنگ استارتاپی به سبک مافیای پیپال
فرهنگ شرکتی چیست؟ فرهنگ یک شرکت، میز فوتبالدستی، ناهار رایگان، کیسههای شنی برای نشستن در دفتر کار یا شعارهای زیبایی که به دیوار اتاق کنفرانس آویزان شدهاند نیست. فرهنگ یعنی خودِ شرکت؛ هیچ شرکتی «دارای» فرهنگ نیست، بلکه هر شرکتی در ذات خود «یک فرهنگ» است. یک استارتاپ در واقع گروهی از انسانهاست که حول یک مأموریت مشترک گرد هم آمدهاند، و کیفیت یک فرهنگ خوب در این است که اعضای آن نه صرفاً به عنوان همکاران اداری، بلکه به عنوان دوستانی صمیمی، عمیقاً از کار کردن و معاشرت با یکدیگر لذت ببرند.
زمان، باارزشترین دارایی شماست و عجیب است که آن را با افرادی سپری کنید که هیچ چشمانداز، دوستی یا آیندهی مشترکی با آنها متصور نیستید.
چگونه برای جذب استعدادها، توطئه (Conspiracy) طراحی کنیم؟
استعدادهای درخشان همیشه گزینههای متعددی روی میز دارند. چرا یک مهندس یا طراح نخبه باید تصمیم بگیرد به عنوان کارمند شماره ۲۰ به استارتاپ نوپای شما بپیوندد، در حالی که میتواند با حقوق نقدی بسیار بالاتر و امنیت شغلی تضمینشده، در گوگل یا مایکروسافت استخدام شود؟
چرا اعضای پیپال شبیه به هم بودند؟ راز انسجام فکری
در فرهنگ سازمانی متعارف، مدام از «تنوع ظاهری» صحبت میشود، اما استارتاپهای اولیه به شدت نیازمند انسجام و شباهت فکری هستند. در روزهای نخست، منابع بسیار محدود است و شرکت برای بقا باید با سرعت نور حرکت کند؛ اگر اعضای تیم دارای زبان مشترک، دغدغههای فکری مشابه و شیوهی نگاه یکسانی به جهان باشند، بدون اتلاف وقت در مباحثات بیفرجام، کارها را پیش میبرند.
قانون طلایی تقسیم وظایف: یک نفر، یک مسئولیت
بهترین کاری که پیتر تیل به عنوان مدیر در پیپال انجام داد تا فرهنگ تیمی از هم نپاشد، اجرای یک قانون سازمانی بیچونوچرا بود: هر فرد در شرکت، دقیقاً و منحصراً مسئول یک کار مشخص بود و عملکرد او تنها بر اساس همان یک معیار سنجیده میشد.