پیتر تیل به همراه بلیک مسترز (Peter Thiel with Blake Masters)
فصل ۶: شما بلیت بختآزمایی نیستید
آیا موفقیت حاصل شانس است یا مهارت؟
بحثبرانگیزترین پرسش در کسبوکار این است که آیا موفقیت از شانس ناشی میشود یا از مهارت و طراحی هدفمند؟ بسیاری از کارآفرینان موفق پس از رسیدن به ثروت، از روی فروتنی (یا فروتنی کاذب) بخش بزرگی از موفقیت خود را به «شانس و اقبال» نسبت میدهند. اما از دیدگاه تجربی، پدیدهی کارآفرینی سریالی (افرادی مانند استیو جابز، جف بزوس، ایلان ماسک و جک دورسی که چندین شرکت میلیارد دلاری پیاپی ساختهاند) نشان میدهد که موفقیت در کسبوکار نمیتواند صرفاً یک تصادف آماری و بختآزمایی باشد.
انسانهای سطحینگر به شانس و تصادف اعتقاد دارند؛ انسانهای نیرومند به قانون علت و معلول ایمان دارند.
ماتریس چهارگانهی نگرش به آینده
شما میتوانید به آینده به دو شکل نگاه کنید: یا آینده را خوشبینانه (بهتر از امروز) و یا بدبینانه (بدتر از امروز) میبینید. همزمان، نگرش شما به آینده میتواند معین و قطعی (Definite) باشد—یعنی باور دارید که آینده را میتوان شناخت و با برنامهریزی ساخت—و یا نامعین و تصادفی (Indefinite) باشد—یعنی آینده را غیرقابلپیشبینی و شبیه به پرتاب تاس میدانید. ترکیب این دو محور، چهار رویکرد تمدنی را شکل میدهد:
نقد دنیای نامعین: سیطرهی امور مالی، سیاست و استارتاپ ناب
در یک دنیای خوشبین نامعین، چون هیچکس برنامهی مشخصی برای ساختن چیزهای جدید ندارد، «فرایند و روش» جایگزین «محتوا و هدف» میشود. در چنین جهانی، به جای مهندسان و طراحان، این بانکداران سرمایهگذاری، وکلا و سیاستمداران هستند که بر صدر مینشینند.
حتی در حوزه زیستفناوری و استارتاپها نیز تفکر نامعین رسوخ کرده است: شرکتهای داروسازی به جای طراحی هدفمند دارو، با غربالگری تصادفی هزاران ترکیب شیمیایی منتظر شانس میمانند، و کارآفرینان تحت تأثیر استارتاپ ناب، به جای طراحی شاهکارهای مهندسی، محصولات نیمهکاره را به بازار پرتاب میکنند و از طریق گروههای تمرکز از مشتریان میپرسند چه میخواهند!
پیتر تیل نتیجهگیری میکند که «خوشبینی نامعین» ذاتاً ناپایدار است: چگونه آینده میتواند بهتر شود وقتی هیچکس برنامهای برای بهتر کردن آن ندارد؟ برای ساختن یک استارتاپ بزرگ، باید باور به شانس را دور بریزید،بر برتری طراحی آگاهانه (Design) تکیه کنید و دوباره تسلط بر آیندهی خود را به دست بگیرید.

