الیور برکمن (Oliver Burkeman)
فصل ۸: شما اینجا هستید؛ تله استفادهگرایی از زمان
فاجعه علیت؛ زندگی کردن در زمانی که هرگز نمیرسد
هنگامی که ما با زمان به عنوان یک منبع اقتصادی برخورد میکنیم که باید از آن «بهترین استفاده» را ببریم، گرفتار بیماری مهلکی میشویم که برکمن آن را فاجعه علیت (Causal Catastrophe) یا نگاه ابزاری به زمان مینامد. در این نگرش، ارزش هر لحظه از زندگی شما نه در خودِ آن لحظه، بلکه در نتیجهای است که در آینده به بار میآورد. شما امروز سخت کار میکنید تا پنج سال دیگر ترفیع بگیرید؛ ترفیع میگیرید تا بیست سال دیگر بازنشسته شوید؛ با کودکتان بازی میکنید تا در آینده فرد موفقی شود؛ و حتی مدیتیشن میکنید تا فردا در محل کار تمرکز بیشتری داشته باشید!
نتیجه این طرز فکر چیست؟ شما معنا و ارزش زندگی را مدام به آینده شوت میکنید. لحظه حال به یک اتاق انتظارِ بیارزش و کسالتبار تبدیل میشود که فقط باید هرچه سریعتر از آن عبور کرد تا به «زندگی واقعی» در آینده رسید. اما تراژدی اینجاست که وقتی به آن نقطه در آینده میرسید، به دلیل عادتِ ذهنیِ استفادهگرا، باز هم نمیتوانید در آن حضور داشته باشید و بلافاصله هدف بعدی را نشانه میگیرید، تا روزی که چهار هزار هفتهتان تمام شود.
آلن واتس و پلههای بیپایان آموزش
هدف از رقصیدن، رسیدن به نقطه خاصی از کفِ سالن نیست؛ هدف از رقص، خودِ رقصیدن در هر لحظه است.
انسان هدفزده در تحلیل جان مینارد کینز
جان مینارد کینز در مقالهای درخشان در سال ۱۹۳۰ با عنوان «امکانات اقتصادی برای نوههای ما»، تیپ شخصیتی مسلط در سرمایهداری مدرن را انسان هدفزده (The Purposive Man) نامید. کینز نوشت که انسان هدفزده همواره در پی کسب یک جاودانگی دروغین است؛ او نمیتواند از نان و پنیر امروز لذت ببرد، مگر اینکه آن را بخشی از یک نقشه کلان برای ده سال آینده بداند. کینز به طعنه میگوید چنین انسانی مانند کسی است که گربهاش را دوست ندارد، مگر به این خاطر که بچه گربهها را بزرگ کند تا از فروش پوستِ نوههای گربه در آینده سود ببرد!
تکانه بیداری: آگاهی از آخرین بارها
چگونه میتوانیم از خوابِ غفلتِ استفادهگرایی بیدار شویم و غنای لحظه اکنون را لمس کنیم؟ نویسنده و پادکستر معروف، سم هریس، تمرین ذهنی تکاندهندهای را پیشنهاد میکند: به یاد آوردن اینکه در زندگی متناهی ما، برای هر کاری یک «آخرین بار» وجود دارد که اغلب بدون اینکه متوجه شویم از کنارمان میگذرد.
نگریستن به لحظات به ظاهر عادی روزمره از دریچهی «آخرین بار»، نباید ما را غمگین کند؛ بلکه ما را از شتابزدگی نجات میدهد و باعث میشود طعم واقعیِ بودن در اینجا و اکنون را با تمام وجود بچشیم.

