الیور برکمن (Oliver Burkeman)
فصل ۶: مزاحم صمیمی؛ چرا از تمرکز فرار میکنیم؟
وقتی گوشیها را خاموش میکنیم، چه کسی حواسمان را پرت میکند؟
سرزنش کردن مارک زاکربرگ، سیلیکونولی و گوشیهای هوشمند به خاطر تمام حواسپرتیهایمان بسیار وسوسهانگیز و آرامشبخش است. اما اگر روزی تمام گوشیها، اینترنت و تلویزیونها را به دریا بریزید و در کلبهای چوبی در دل کوهستان با یک قلم و کاغذ تنها بمانید تا شاهکار ادبی خود را بنویسید، چه اتفاقی میافتد؟ ناگهان متوجه میشوید که به شدت دلتان میخواهد میز را مرتب کنید، به صدای پرندگان گوش دهید، به خاطرات ده سال پیش فکر کنید یا ناخنهایتان را بگیرید! چرا؟ چون عامل اصلی حواسپرتی در درون خود ماست.
مفهوم مزاحم صمیمی (The Intimate Interrupter)
برکمن این نیروی درونی را که ما را از تمرکز بر کارهای مهم فراری میدهد، مزاحم صمیمی مینامد. وقتی ما مینشینیم تا روی یک پروژه مهم کاری تمرکز کنیم، یک گفتوگوی جدی و آسیبپذیر با همسرمان داشته باشیم، یا حتی با کودکمان روی فرش بازی کنیم، با ناخوشایندی وجودی (Existential Discomfort) روبهرو میشویم. تمرکز بر یک کار مهم، ما را با محدودیت استعدادهایمان، ترس از شکست، کسالت و این واقعیت که «زمان در حال گذر است و ما کنترل کاملی بر نتیجه نداریم» مواجه میکند.
تمام بدبختیهای انسان از یک چیز ناشی میشود: ناتوانی او در اینکه بتواند به آرامی در اتاقی تنها بنشیند.
بیقراری سنکا و توهم چمن سبزتر
دو هزار سال پیش از اختراع توییتر، فیلسوف رواقی سنکا در نامههایش دقیقاً همین بیقراری ذهنی را توصیف کرده بود: اشرافزادگان رومی که مدام از ویلای شهری خود خسته میشدند، با شتاب به ویلای ساحلی سفر میکردند، و به محض رسیدن به ساحل، دوباره دلتنگ هیاهوی شهر میشدند. مشکل آنها مکان نبود؛ مشکل این بود که هر کجا میرفتند، خودشان و ذهن مضطربشان را با خود میبردند.
تا زمانی که ما انتظار داشته باشیم کارهای مهم زندگی (نوشتن، خلق کردن، مطالعه عمیق، ساختن رابطه) باید همیشه با حس لذت، جریان روان و راحتی همراه باشند، به محض برخورد با اولین موج کسالت یا دشواری، تسلیم «مزاحم صمیمی» خواهیم شد و به سراغ چک کردن ایمیل یا پیامرسانها خواهیم رفت.
چگونه با مزاحم درونی صلح کنیم؟
راهحل برکمن برای غلبه بر حواسپرتی، سرکوب خشن ذهن یا تلاش برای تبدیل شدن به یک رباتِ «تزلزلناپذیر» نیست؛ بلکه تغییر رابطه با حس ناخوشایندی است. وقتی پای کاری مینشینید و موجِ خارش ذهن برای چک کردن گوشی بالا میآید، به جای اینکه فوراً تسلیم شوید یا از دست خودتان عصبانی شوید، با کنجکاوی به آن حسِ ناآرامی نگاه کنید. بپذیرید که پرداختن به امور ارزشمند در زندگی یک انسان فانی، قرار است کمی ناخوشایند و دلهرهآور باشد.

