رابرت گرین (Robert Greene)
فصل ۹: با نیمه تاریک وجود خود روبهرو شوید (قانون واپسرانی)
تولد سایه (The Shadow) در اعماق ناخودآگاه
کودک در سالهای نخست زندگی، مجموعهای کامل و سانسورنشده از تمام تکانههای انسانی است: هم مهربان و کنجکاو است و هم خودخواه، خشمگین، پرخاشگر و حسود. اما با شروع فرآیند جامعهپذیری، والدین و محیط به کودک میفهمانند که تکانههای تاریک او غیرقابلقبول هستند. کودک برای حفظ عشق والدین، این بخشهای ناپسند را از بین نمیبرد، بلکه آنها را به زیرزمین تاریک ناخودآگاه خود سرکوب و واپسرانی (Repression) میکند. کارل یونگ این بخش پنهانشده را «سایه» نامید. قانون واپسرانی میگوید: هرچه بیشتر سعی کنید انسان بینقص، کاملاً خوب و پاکطینت به نظر برسید، سایه شما در تاریکی غلیظتر، خطرناکتر و غیرقابلکنترلتر میشود.
انسان با تصور کردن اشکال نورانی به روشنبینی نمیرسد، بلکه با آگاه شدن از تاریکیِ درون خویش است که به نور دست مییابد.
کیمیاگری روانی: یکپارچهسازی سایه (The Integrated Human)
سایه شما فقط مخزن هیولاها نیست؛ بلکه منبع عظیمی از انرژی حیاتی، خلاقیت خام، قاطعیت و اصالت است که همراه با خشم و خودخواهی در کودکی دفن شده است. انسانهایی که سایه خود را به کلی سرکوب میکنند، افرادی بیروح، تصنعی، شکننده و خستهکننده میشوند. راهحل این نیست که به تکانههای تاریک خود اجازه دهید به دیگران آسیب بزنند؛ بلکه باید ۱) وجود آنها را بدون شرم در خود بپذیرید و مشاهده کنید، و ۲) انرژی آنها را به مسیرهای سازنده هدایت نمایید.
همیشه از کسانی که بیش از حد بر پاکی، تقوا و بیگناهی خود تأکید میکنند شدیداً حذر کنید؛ هرچه نقاب بیرونی سفیدتر و درخشانتر باشد، سایه پنهان در پشت آن سیاهتر و بیرحمتر است.

