رابرت گرین (Robert Greene)
فصل ۱۵: کاری کنید که خودشان بخواهند از شما پیروی کنند (قانون دمدمیمزاجی)
پارادوکس اقتدار و دوگانگی احساس پیروان
هیچ جایگاهی در روابط انسانی متزلزلتر و فریبندهتر از جایگاه رهبری و مدیریت نیست. انسانها از کودکی و در رابطه با والدین خود، احساسی عمیقاً دوگانه (Ambivalence) نسبت به صاحبان قدرت دارند: از یک سو، تشنه امنیت، هدایت و پدری/مادری مقتدر هستند که بار مسئولیت را از دوششان بردارد؛ و از سوی دیگر، از هر کسی که بر آنها ریاست کند و آزادیشان را محدود سازد، پنهانی متنفرند. قانون دمدمیمزاجی (Fickleness) میگوید: مردم امروز شما را ستایش میکنند، اما به محض اینکه کوچکترین نشانه ضعف، تردید یا ناکارآمدی در شما ببینند، وفاداریشان دود میشود و علیه شما میشورند.
چهار رکن ساختن اقتدار اصیل و کاریزماتیک
برای اینکه دمدمیمزاجی ذاتی انسانها را رام کنید و کاری کنید که پیروی از شما برایشان مایه افتخار باشد، باید چهار سبک اقتدار را در خود ترکیب نمایید: ۱. رهبر صاحب چشمانداز (The Visionary) که افقی روشن و الهامبخش ترسیم میکند. ۲. رهبر وحدتبخش (The Unifier) که منافع شخصی را کنار گذاشته و خود را خادم آرمان گروه نشان میدهد. ۳. رهبر عملگرا و کاردان که با تسلط بر جزئیات فنی، نتایج ملموس و پیروزی میآفریند. ۴. رهبر جسور که در لحظات خطر، جلوی صف میایستد و سپر بلای تیم خود میشود.
رهبر بزرگ کسی است که مردم به سختی متوجه اعمال قدرت او میشوند؛ و هنگامی که کار بزرگ به سرانجام میرسد، همگی با غرور میگویند: «ما خودمان این کار را انجام دادیم!»
ریشه اصلی اقتدار بیرونی، اقتدار درونی (Inner Authority) است؛ یعنی تسلط کامل شما بر تنبلی، ترسها و هیجانات خودتان. مردم به طور غریزی کسی را که بر نفس خویش حکومت میکند، شایسته رهبری بر دیگران میدانند.

