رابرت گرین (Robert Greene)
فصل ۱۲: با بخش زنانه یا مردانه درون خود پیوند برقرار کنید (قانون تصلب جنسیتی)
تله نقشهای جنسیتی منجمد و سرکوب نیمی از پتانسیل روانی
هر انسان، چه از نظر ژنتیکی و هورمونی و چه از نظر ساختار روانشناختی، ترکیبی از هر دو عنصر مردانه و زنانه است. کارل یونگ بخش زنانه ناخودآگاه در مردان را «آنیما» (Anima) و بخش مردانه ناخودآگاه در زنان را «آنیموس» (Animus) نامید. اما فرهنگ و جامعه از همان کودکی ما را مجبور میکنند تا برای پذیرفته شدن، هرگونه ویژگیِ منتسب به جنس مخالف را در خود خفه کنیم: مردان احساسات، شهود، ظرافت و آسیبپذیری خود را سرکوب میکنند و زنان قاطعیت تهاجمی، جاهطلبی عریان و استقلال سرد خود را پنهان میسازند. نتیجه این سرکوب، تصلب جنسیتی (Gender Rigidity) است که تفکر ما را یکبعدی و قابلپیشبینی میکند و روابطمان با جنس مخالف را به میدان فرافکنیهای بیمارگونه تبدیل میسازد.
سبکهای شناختی مردانه و زنانه: دو بال یک پرنده
درک تفاوت سبک تفکر مردانه و زنانه (فراتر از جنسیت بیولوژیک) به ما نشان میدهد چرا به هر دو نیاز داریم: تفکر مردانه تمایل دارد دنیا را به اجزای مجزا تفکیک کند، بر دستهبندی، منطق خطی، سلسلهمراتب و هدف نهایی تمرکز نماید؛ اما در حالت افراطی، خشک، بیروح و کور نسبت به زمینه انسانی میشود. در مقابل، تفکر زنانه بر پیوستگی، شبکه روابط، درک کلنگر (Holistic)، شهود و فرآیند تمرکز دارد؛ اما در حالت افراطی ممکن است در هیجانات و جزئیات غرق شده و قاطعیت عمل را از دست بدهد.
ذهنهای واقعاً بزرگ، دوجنسیتی (Androgynous) هستند؛ تنها زمانی که این دو قطب در درون ذهن به هماهنگی و ازدواج معنوی برسند، خلاقیت کامل و بینقص متولد میشود.
همانند لئوناردو داوینچی، کاترینا اسفورزا یا دیوید بویی، با آشتی دادن قطب مردانه و زنانه درون خود و رسیدن به ذهن سیال و اصیل، هم قدرت تحلیل و عمل قاطع را خواهید داشت و هم هوش هیجانی و شهود عمیق را؛ ترکیبی که شما را در هر میدانی پیشبینیناپذیر و شکستناپذیر میسازد.

