رابرت گرین (Robert Greene)
فصل ۱۱: محدودیتهای خود را بشناسید (قانون خودبزرگبینی)
تله پیروزی و تورم خطرناک ایگو
شکست معمولاً معلم خوبی است زیرا ما را به تواضع و بازنگری وادار میکند؛ اما موفقیت آزمونی به مراتب خطرناکتر برای روان انسان است. انسانها نیاز عمیقی دارند که درباره خود احساس بزرگی و اهمیت کنند. به محض اینکه به کمی موفقیت، شهرت یا قدرت دست مییابیم، مکانیسمی باستانی فعال میشود: ما نقش شانس، زمانبندی تاریخی، شرایط محیطی و کمک همکاران و مربیان خود را فراموش میکنیم و تصور میکنیم همه این دستاوردها صرفاً محصول نبوغ خارقالعاده و لمس جادویی خودمان بوده است. این همان قانون خودبزرگبینی (Grandiosity) است که ارتباط فرد با واقعیت را قطع کرده و سقوط او را رقم میزند.
خودبزرگبینی فانتزی در برابر خودبزرگبینی عملی
رابرت گرین بین دو نوع حس بزرگی تمایز قائل میشود: اول، خودبزرگبینی فانتزی (Fantastic Grandiosity) که مبتنی بر خیالپردازی، خودنمایی، حرفهای قلمبهسلمبه و نیاز به تایید فوری است؛ این افراد پروژههای عظیم را شروع میکنند اما با اولین مانع واقعی و خستهکننده، میدان را خالی میکنند. دوم، خودبزرگبینی عملی (Practical Grandiosity)؛ ویژگی انسانهای واقعاً بزرگی که جاهطلبیهای عظیم دارند، اما این انرژی را نه صرف باد کردن ایگوی خود، بلکه صرف تسلط بر مهارت، حل مسائل پیچیده و کار طاقتفرسا در دنیای واقعی میکنند.
انسانها زمانی که بخت با آنان یار است، گمان میکنند همه پیروزیها حاصل فضیلت و هوش خودشان است؛ و همین غرور، بذر سقوط حتمی آنان را در دل روزگار میکارد.
اعتمادبهنفس واقعی، آرام، متواضع و ریشهدار در شایستگی عینی است؛ در حالی که خودبزرگبینی، پر سر و صدا، بیقرار و نقابی بر روی ناامنی عمیق درونی است.

