دیل کارنگی (Dale Carnegie)
فصل ۴: هنر شنیدن فعال، همزبانی و بخشیدن حس اهمیت (بخش دوم: اصول ۴، ۵ و ۶)
چگونه با کمترین سخن، جذابترین همصحبت شویم؟
دیل کارنگی در یک مهمانی شام با یک گیاهشناس برجسته آشنا شد. کارنگی که قبلاً هرگز با یک گیاهشناس صحبت نکرده بود، ساعتها با شیفتگی به سخنان او درباره گیاهان عجیب، گلخانهها و آزمایشهای کشاورزی گوش داد و تنها گاهی سوالات کوتاهی میپرسید. در پایان شب، آن گیاهشناس نزد میزبان رفت و کارنگی را تحسین کرد و گفت که او «جذابترین و خوشصحبتترین فردی است که تا به حال دیدهام»؛ در حالی که کارنگی تقریباً هیچ حرفی نزده بود! راز یک گفتگوی درخشان در سخنوری نیست، بلکه در شنیدنِ مشتاقانه و متمرکز نهفته است.
هیچ رازی در تعاملات تجاری وجود ندارد؛ تنها چیزی که اهمیت دارد، توجه انحصاری و کامل به فردی است که با شما سخن میگوید. هیچ چیز دیگری تا این اندازه چاپلوسانه و دلنشین نیست.
واقعیت تلخ این است که افرادی که فقط درباره خودشان حرف میزنند، تنها به خودشان فکر میکنند. دکتر نیکلاس موری باتلر، رئیس دانشگاه کلمبیا، میگوید این افراد هرچقدر هم که تحصیلکرده باشند، به طرز نومیدکنندهای بیفرهنگ و خام هستند. مخاطب شما به صد برابر بیشتر از دنداندرد خودش اهمیت میدهد تا به قحطی در چین که یک میلیون نفر را میکشد؛ بنابراین اگر میخواهید افراد از شما بگریزند، مدام حرفشان را قطع کنید و از خودتان بگویید.
شاهراه ورود به قلب انسانها: سخن گفتن از علایق آنان
هر کس که به دیدار تئودور روزولت میرفت، از وسعت و تنوع اطلاعات او شگفتزده میشد؛ چه آن فرد یک گاوچران باشد، چه یک سیاستمدار نیویورکی یا یک دیپلمات خارجی، روزولت دقیقاً میدانست درباره چه چیزی با او صحبت کند. ترفند روزولت بسیار ساده بود: هر زمان که قرار بود فردای آن روز ملاقاتی داشته باشد، شب قبل تا دیروقت بیدار میماند و درباره موضوعی که میدانست مورد علاقه ویژه مهمانش است، مطالعه میکرد. او میدانست که شاهراه ورود به قلب هر انسانی، صحبت کردن درباره چیزهایی است که برای او بیشترین ارزش را دارند.
قانون طلایی روابط انسانی: بخشیدن حس اهمیت
ما بدون هیچ چشمداشتی میتوانیم با به کار بردن عبارات کوچک و مودبانهای همچون «متاسفم که زحمتتان میدهم»، «آیا محبت میکنید که...» و «از لطف شما سپاسگزارم»، چرخهای یکنواخت زندگی روزمره را روغنکاری کنیم. قانون طلایی اخلاق در تمامی ادیان و مکاتب فلسفی، از زرتشت در ایران باستان تا کنفوسیوس، بودا و عیسی مسیح، در یک جمله خلاصه میشود: با دیگران همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. ما همگی تشنه تحسین، احترام و به رسمیت شناخته شدن در دنیای کوچک خودمان هستیم.
با یک انسان درباره خودش صحبت کنید تا ساعتها با اشتیاق به سخنان شما گوش فرا دهد.

