دیل کارنگی (Dale Carnegie)
فصل ۱: پرهیز از انتقاد و راز بزرگ تعامل با انسانها (بخش اول: اصول ۱ و ۲)
اگر عسل میخواهید، به کندو لگد نزنید
دیل کارنگی کتاب خود را با یک حقیقت تکاندهنده در روانشناسی رفتار آغاز میکند: نود و نه درصد انسانها تحت هیچ شرایطی خود را مقصر نمیدانند، مهم نیست که اشتباهشان چقدر فاحش و آشکار باشد. انتقاد کردن بیهوده است، زیرا بلافاصله فرد را در موضع تدافعی قرار میدهد و او را وامیدارد تا برای توجیه رفتار خود تلاش کند. علاوه بر این، انتقاد خطرناک است، چراکه ارزشمندترین دارایی روانی انسان یعنی غرور و احساس اهمیت او را جریحهدار کرده و حس کینه و رنجش عمیقی به جا میگذارد.
یافتههای آزمایشگاهی روانشناس شهیر، بی. اف. اسکینر (B.F. Skinner)، این پدیده را به صورت تجربی اثبات کرده است. آزمایشهای او روی حیوانات و انسانها نشان داد که پاداش دادن به رفتار مطلوب، بسیار سریعتر و پایدارتر از تنبیه رفتار نامطلوب منجر به یادگیری میشود. سرزنش و انتقاد هرگز به تغییرات رفتاری پایدار منتهی نمیشود، بلکه تنها روحیه فرد را تضعیف کرده و انگیزه درونی او را از بین میبرد.
از هیچکس بد نخواهم گفت و در عوض، تمام خوبیهایی را که از هر فردی میشناسم به زبان خواهم آورد. هر ابلهی میتواند انتقاد، محکوم و شکایت کند و اکثر ابلهان نیز چنین میکنند، اما درک کردن و بخشیدن نیازمند منش و خویشتنداری است.
راز بزرگ برخورد با مردم: تغذیه عمیقترین عطش انسانی
تنها یک راه در جهان وجود دارد که بتوانید کسی را به انجام کاری ترغیب کنید و آن این است که کاری کنید خودِ او بخواهد آن کار را انجام دهد. زیگموند فروید معتقد بود تمام کارهای انسان از دو انگیزه سرچشمه میگیرد: غریزه جنسی و میل به بزرگ بودن. پروفسور جان دیویی، فیلسوف بزرگ آمریکایی، این مفهوم را دقیقتر بیان کرد و گفت عمیقترین محرک در سرشت انسان، «میل به مهم بودن» (The Desire to Be Important) است. این عطش روانی همان عاملی است که انسانها را به ساختن تمدنها، نوشتن شاهکارهای ادبی، خرید لباسهای گرانقیمت و حتی در صورت ناکامی، به سمت جنایت یا جنونهای خودبزرگبینی در تیمارستانها سوق میدهد.
عمیقترین اصل در سرشت انسان، عطش سیریناپذیر برای مورد قدردانی قرار گرفتن است؛ این یک آرزو یا تمایل ساده نیست، بلکه یک نیاز حیاتی و سوزان روانی است.
نکته بسیار ظریف و حیاتی در این بخش، مرز میان «قدردانی صادقانه» (Appreciation) و «تملق و چاپلوسی» (Flattery) است. چاپلوسی ریاکارانه، خودخواهانه و ارزان است و معمولاً توسط افراد باهوش به سرعت تشخیص داده شده و نتیجه معکوس میدهد. در مقابل، قدردانی واقعی از صمیم قلب برمیخیزد، بدون چشمداشت بیان میشود و بر ویژگیهای مثبت و واقعی فرد متمرکز است. ما اغلب ساعتها وقت صرف فکر کردن به خواستههای خود میکنیم، اما اگر تنها ده درصد از این زمان را صرف اندیشیدن به نقاط قوت طرف مقابل کنیم، نیازی به تملقهای دروغین نخواهیم داشت.

