دکتر برنه براون (Brené Brown, Ph.D., LMSW)
فصل ۷: راهنمای پنجم؛ پرورش شهود و ایمان متکی بر اعتماد و رهایی از نیاز به قطعیت
خفه کردن صدای شهود در هیاهوی نظرسنجی از دیگران
پنجمین راهنمای زیستن با تمام وجود، پرورش شهود و ایمان متکی بر اعتماد (Intuition and Trusting Faith) و رها کردن نیاز وسواسگونه به قطعیت است. برنه براون توضیح میدهد که بزرگترین دشمن شهود درونی، ترس و نیاز مفرط به اطمینان صددرصدی است. وقتی ما به قضاوت و خرد درونی خود اعتماد نداریم، برای کوچکترین تصمیمی در زندگی دست به «نظرسنجی عمومی» (Polling) میزنیم؛ با ده نفر تماس میگیریم و میپرسیم: «به نظرت من چکار کنم؟» و اگر پاسخ آنها با حس درونیمان فرق داشته باشد، صدای شهود خود را سرکوب میکنیم تا تایید دیگران را حفظ کنیم.
چرا نیاز به قطعیت، شهود ما را فلج میکند؟
شهود ذاتاً در فضایی از عدم قطعیت و ابهام زندگی میکند. گاهی ندای درونی به ما نمیگوید که پایان مسیر دقیقاً چه شکلی خواهد بود، بلکه فقط میگوید: «این گام بعدی را بردار» یا «صبر کن و عجله نکن.» اما ذهن کمالگرا و مضطرب ما تحمل ابهام را ندارد و میخواهد تمام تضمینها را پیش از برداشتن قدم اول دریافت کند. نیاز به قطعیت در واقع نقابی برای ترس از آسیبپذیری است؛ ما میخواهیم قبل از پریدن در آب، صددرصد مطمئن شویم که هرگز شکست نخواهیم خورد یا طرد نخواهیم شد.
ایمان متکی بر اعتماد در برابر دگماتیسم و قطعیت کاذب
دومین بخش این راهنما به مفهوم ایمان (Faith) میپردازد. برنه براون با بررسی عمیق تجربه معنوی شرکتکنندگان دریافت که دشمن ایمان، «شک و تردید» نیست، بلکه قطعیت مطلق و جزماندیشی است! ایمان در ذات خود مستلزم پذیرش رازآلودگی هستی و اعتماد کردن در غیاب شواهد قطعی است. وقتی افراد یا گروهها ادعا میکنند که به «قطعیت مطلق» رسیدهاند، ایمان به ایدئولوژی خشک، ترس از دیگری و قضاوت تبدیل میشود.
نقطه مقابل ایمان، شک نیست؛ نقطه مقابل ایمان، قطعیت است! قطعیت یعنی از دست دادن حس شگفتی، رازآلودگی و کنجکاوی در برابر عظمت زندگی.
برنه براون ایمان را چنین تعریف میکند: مکانی سرشار از راز و شگفتی، جایی که ما شجاعت پیدا میکنیم به آنچه با چشم دیده نمیشود باور داشته باشیم و قدرت کافی مییابیم تا ترس خود از عدم قطعیت را رها کنیم. ایمان یعنی ترکیبی از خرد قلبی و عقل سلیم؛ یعنی در حالی که تمام تلاش خود را میکنیم، بپذیریم که بسیاری از امور زندگی در کنترل مطلق ما نیستند و به جریان بزرگتر هستی اعتماد کنیم.
وقتی شجاعت این را پیدا میکنیم که نیاز به قطعیت و کنترل را رها کنیم، تازه صدای آرام شهود خود را میشنویم که سالها زیر آوار نظرسنجی از دیگران مدفون شده بود.

