دکتر استیون آر. کاوی (Dr. Stephen R. Covey)
فصل ۵: پیروزی عمومی و عادت چهارم؛ تفکر برنده - برنده
استعاره حساب بانکی عاطفی؛ زیربنای پیروزی عمومی
پیش از ورود به عادتهای چهارم، پنجم و ششم که قلمرو «وابستگی متقابل» و کار با دیگران را شکل میدهند، کاوی بر یک حقیقت کلیدی دست میگذارد: پیروزی عمومی ریشه در پیروزی خصوصی دارد. شما نمیتوانید با دیگران رابطهای اصیل و پربار بسازید مگر آنکه ابتدا به تسلط بر خویشتن (استقلال واقعی) رسیده باشید. برای تبیین کیفیت روابط انسانی، کاوی استعاره درخشان حساب بانکی عاطفی (Emotional Bank Account) را مطرح میکند؛ حسابی که میزان «اعتماد» و «امنیت» موجود در یک رابطه را نشان میدهد.
هرگاه در یک رابطه با ادب، مهربانی، صداقت و وفای به عهد رفتار میکنید، در واقع به این حساب سپردهگذاری کردهاید و اندوخته اعتماد را بالا بردهاید. در این حالت، ارتباط آسان، سریع و صمیمانه است و حتی اگر خطایی از شما سر بزند، موجودی بالای حساب آن را جبران میکند و طرف مقابل منظورتان را میفهمد. اما اگر بیاحترامی کنید، بدقولی نمایید، حرف طرف مقابل را قطع کنید یا از موضع بالا برخورد کنید، از حساب برداشت کردهاید و موجودی حساب منفی میشود؛ جایی که طرفین مثل راه رفتن روی میدان مین، باید هر کلمه خود را وزن کنند و کوچکترین سوءتفاهمی به انفجار و جنگ سرد تبدیل میشود. روابط صمیمی و دائمی (مانند ازدواج و خانواده) بیش از روابط گذرا نیازمند سپردهگذاری مستمر هستند، چرا که انتظارات قدیمی بدون سپردهگذاریهای تازه به سرعت مستهلک میشوند.
شش پارادایم تعامل انسانی و برتری تفکر برنده - برنده
عادت چهارم یعنی تفکر برنده - برنده (Think Win-Win) یک تکنیک مذاکره نیست، بلکه یک فلسفه جامع در تعاملات انسانی است. در هر تعاملی، یکی از شش پارادایم زیر حاکم است: ۱) برنده - برنده (Win-Win): چارچوبی ذهنی و قلبی که همواره به دنبال منافع متقابل در تمام تعاملات است؛ توافقها به سود هر دو طرف بوده و همه از تصمیم و برنامه عملیاتی رضایت دارند. ۲) برنده - بازنده (Win-Lose): رویکرد مسلط رقابتی و اقتدارگرایانه که از کودکی با مقایسه کودکان، نظام نمرهدهی بر اساس منحنی نرمال و ورزش در ذهن ما کاشته شده است («اگر من ببرم، تو میبازی»). ۳) بازنده - برنده (Lose-Win): رویکرد افراد مهرطلب و صلحجو که برای پرهیز از تعارض، مدام کوتاه میآیند؛ این افراد خشمهای سرکوبشده خود را در درون دفن میکنند که در نهایت به صورت بیماریهای روانتنی یا انفجار خشم ناگهانی بروز مییابد. ۴) بازنده - بازنده (Lose-Lose): زمانی که دو فرد لجوج و کینهتوز (معمولاً در طلاقهای خصمانه یا دعواهای تجاری) حاضرند خودشان نابود شوند به شرطی که طرف مقابل هم زمین بخورد. ۵) برنده (Win): فرد فقط به دنبال خواسته خود است و برد یا باخت طرف مقابل برایش اهمیتی ندارد.
پنج بعد حیاتی تفکر برنده - برنده
برای نهادینه کردن تفکر برنده-برنده در زندگی و سازمان، باید پنج بعد زنجیرهای آن را مهندسی کرد: بعد اول منش (Character) است که بر سه ستون استوار میباشد: ۱) تمامیت شخصیتی (Integrity) یعنی شناخت دقیق ارزشهای خود؛ ۲) پختگی (Maturity) که کاوی آن را تعادل میان شجاعت (Courage) و ملاحظه (Consideration) تعریف میکند (اگر شجاعت بالا و ملاحظه پایین باشد، فرد برنده-بازنده است؛ اگر ملاحظه بالا و شجاعت پایین باشد، فرد بازنده-برنده است؛ و فقط با شجاعت بالا و ملاحظه بالا میتوان برنده-برنده بود)؛ و ۳) ذهنیت فراوانی (Abundance Mentality) در برابر ذهنیت قحطی. افراد دارای ذهنیت قحطی فکر میکنند موفقیت مثل یک کیک کوچک است که اگر کسی تکه بزرگتری بردارد، سهم آنها کم میشود و از موفقیت حتی نزدیکترین دوستانشان در دل احساس تهدید میکنند؛ اما ذهنیت فراوانی بر این باور است که به برکت پتانسیل نامحدود همافزایی، اعتبار، سود و موفقیت به اندازه کافی برای همه وجود دارد.
بعد دوم روابط (Relationships) با موجودی بالای حساب بانکی عاطفی است؛ بعد سوم توافقنامهها (Agreements) است که بر پایه همان پنج رکن تفویض اختیار نظارتی (نتایج، رهنمودها، منابع، مسئولیتپذیری و پیامدها) تنظیم میشود؛ و بعد چهارم سیستمهای پشتیبان (Systems) است.

