دکتر استیون آر. کاوی (Dr. Stephen R. Covey)
فصل ۲: عادت اول؛ عامل بودن (اصول نگرش و مسئولیتپذیری فردی)
فراتر از آینه اجتماعی و شکستن زنجیرهای جبرگرایی
انسان تنها موجودی است که از موهبت خودآگاهی (Self-Awareness) برخوردار است؛ یعنی توانایی خارج شدن از خود و نظاره کردن فرآیند تفکر، عادات و رفتارهای خویش. اگر تصویر ما از خودمان صرفاً بازتابی از آینه اجتماعی (Social Mirror) یعنی نظرات، قضاوتها و پارادایمهای اطرافیان باشد، تصویری کجومعوج و تحریفشده خواهیم داشت، درست مانند تصویر آینههای مقعر و محدب در شهربازیها.
در روانشناسی و علوم اجتماعی معاصر، سه نقشه ذهنی مبتنی بر جبرگرایی (Determinism) به طور گسترده پذیرفته شدهاند که همگی مسئولیت را از دوش انسان برمیدارند: ۱) جبر ژنتیکی: «تقصیر اجداد و دیانای من است که تندخو هستم»؛ ۲) جبر روانی: «والدینم در کودکی با من بد رفتاری کردند و به همین دلیل احساس گناه و ترس از شکست دارم»؛ ۳) جبر محیطی: «رئیسم، همسرم یا وضعیت اقتصادی کشور باعث بدبختی و ناکامی من شده است». هر سه دیدگاه بر پایه الگوی «محرک - پاسخ» پاولوف استوارند و انسان را موجودی شرطیشده میدانند که چارهای جز واکنش نشان دادن به محرکهای بیرونی ندارد.
معنای حقیقی عاملیت (Proactivity) و زبان افراد عامل
واژه عاملیت (Proactivity) صرفاً به معنای پیشقدم شدن یا پرجنبوجوش بودن نیست؛ بلکه به این معناست که ما به عنوان انسان، مسئول زندگی خودمان هستیم. کاوی واژه مسئولیت (Responsibility) را به دو بخش Response-Ability یعنی «توانایی انتخاب پاسخ» تجزیه میکند. افراد واکنشی (Reactive) تحت تأثیر آبوهوای فیزیکی و اجتماعی هستند؛ اگر هوا آفتابی باشد یا دیگران با آنها خوب رفتار کنند حالشان خوب است، و اگر دیگران بیاحترامی کنند، ویران میشوند زیرا کنترل احساسات خود را به ضعفهای دیگران گره زدهاند. در مقابل، افراد عامل (Proactive) آبوهوای خود را در درونشان حمل میکنند؛ رفتار آنها محصول تصمیم آگاهانه بر مبنای ارزشهاست، نه محصول شرایط و احساسات لحظهای.
هیچکس نمیتواند بدون رضایت و اجازه خودتان، شما را بیازارد یا تحقیر کند.
دایره نگرانی در برابر دایره نفوذ
کاوی ابزاری بینظیر برای تشخیص میزان عاملیت ارائه میدهد: هر انسان مجموعه وسیعی از دغدغهها دارد (سلامتی، فرزندان، مشکلات کاری، بدهی، تورم، تهدید جنگ هستهای) که در کنار هم دایره نگرانی (Circle of Concern) را تشکیل میدهند. در دل این دایره بزرگ، دایره کوچکتری قرار دارد که شامل مواردی است که شخص واقعاً میتواند کاری در مورد آنها انجام دهد؛ این بخش دایره نفوذ (Circle of Influence) نام دارد.
افراد واکنشی کانون تمرکز و انرژی خود را بر «دایره نگرانی» معطوف میکنند؛ آنها مدام بر ضعف دیگران، مشکلات محیطی و شرایطی که کنترلی بر آن ندارند تمرکز میکنند. این کار انرژی منفی ساطع میکند، باعث غفلت از حوزههای تحت اختیار میشود و در نتیجه دایره نفوذشان روزبهروز کوچکتر میگردد. برعکس، افراد عامل تمام انرژی خود را روی دایره نفوذ متمرکز میکنند؛ آنها روی چیزهایی کار میکنند که میتوانند تغییر دهند. ماهیت انرژی آنها مثبت، خلاق و گسترشدهنده است و به مرور باعث بزرگتر شدن دایره نفوذشان میشود.
دیگر سوی سکه و قدرت تعهدات کوچک
کاوی هشدار میدهد که با وجود آزادی در «انتخاب اعمال»، ما در «انتخاب پیامدهای اعمالمان» آزاد نیستیم؛ پیامدها در قلمرو قوانین طبیعی و خارج از دایره نفوذ ما قرار دارند. همانطور که اگر یک سر چوب را از زمین بلند کنید، سر دیگر آن را نیز با خود بلند کردهاید، هر انتخابی پیامد اجتنابناپذیر خود را به همراه دارد. رویکرد عامل به اشتباهات، پنهانکاری یا توجیه نیست، بلکه اعتراف فوری به خطا، اصلاح آن و درس گرفتن از آن است تا اشتباه نتواند بر آینده ما قدرت پیدا کند.
در مرکز دایره نفوذ، توانایی ما در دادن تعهد و وفای به آن قرار دارد. کاوی پیشنهاد میدهد برای ۳۰ روز آینده، در یک چالش عملی، فقط در دایره نفوذ خود کار کنید، یک مشکل کاری یا خانوادگی را انتخاب کنید، از سرزنش دیگران دست بکشید، به جای جملات شرطی («اگر رئیسم تغییر میکرد...») از جملات وجودی («من میتوانم صبورتر و خلاقتر باشم») استفاده کنید و به قولهای کوچکی که به خود و دیگران میدهید پایبند بمانید.

