جیم کالینز (پژوهشگر مدیریت، استاد سابق مدرسه کسبوکار استنفورد و بنیانگذار آزمایشگاه مدیریت بولدر)
فصل ۷: شتابدهندههای فناوری
فناوری: خالق عظمت یا شتابدهنده آن؟
در اواخر دهه ۱۹۹۰، همزمان با اوجگیری حباب داتکام، این باور در سراسر جهان حاکم شده بود که «فناوری همهچیز است» و هر شرکتی که سریعتر سوار موج تکنولوژیهای جدید نشود، نابود خواهد شد. اما یافتههای تاریخی تیم کالینز، تصویر بسیار متفاوت و هوشمندانهتری را ترسیم کرد: شرکتهای از خوب به عالی در مواجهه با فناوریهای نوظهور، نه اسیر هیجانزدگی کورکورانه میشدند و نه از آن غافل میماندند؛ بلکه رویکرد آنها را میتوان با یک عبارت توصیف کرد: «تأمل کن، مکث کن، فکر کن و سپس گاز بده!»
قانون تطابق فناوری با مفهوم جوجهتیغی
شرکتهای از خوب به عالی، پیش از پذیرش هر فناوری جدید، تنها یک پرسش کلیدی میپرسند: «آیا این فناوری مستقیماً در درون سه دایره مفهوم جوجهتیغی ما قرار میگیرد یا خیر؟» پاسخ به این پرسش، واکنش دوگانه و شگفتانگیز آنها را تعیین میکند.
فناوری به عنوان شتابدهنده، نه آغازگر؛ و تله فناوری
در جریان مصاحبههای تیم پژوهشی با نزدیک به ۱۰۰ مدیر ارشد از ۱۱ شرکت جهشیافته، از آنها پرسیده شد: «پنج عامل اصلی که باعث جهش شرکت شما از خوب به عالی شد چه بودند؟» نتیجه شگفتانگیز بود: ۸۰ درصد مدیران حتی نامی از فناوری نبردند! و در میان آن ۲۰ درصدی هم که از فناوری یاد کردند، آن را به عنوان عامل چهارم یا پنجم برشمردند، نه عامل اول.
زمانی که فناوری به درستی به کار گرفته شود، به یک «شتابدهنده حرکت» (Accelerator of Momentum) تبدیل میشود، نه «خالق» آن. شرکتهای از خوب به عالی هرگز تحول خود را با فناوریهای پیشگامانه آغاز نکردند، به یک دلیل ساده: شما تا زمانی که ندانید کدام فناوریها به مفهوم جوجهتیغی شما مربوط میشوند، نمیتوانید از فناوری استفاده درستی بکنید.

