پروفسور میهای چیکسنتمیهایی (Mihaly Csikszentmihalyi)
فصل ۹: فریب دادن آشوب و تبدیل رنج به رشد
تراژدیها: آزمون نهایی نظم آگاهی
experience کردن غوطهوری زمانی که زندگی بر وفق مراد است، سلامتی برقرار است و منابع مالی کافی وجود دارد، چندان دشوار نیست. اما زمانی که فاجعه، بیماری لاعلاج، ورشکستگی، معلولیت یا زندان از راه میرسد چه؟ در چنین شرایطی، واقعیت بیرونی با تمام قوا سعی میکند آگاهی ما را غرق در آنتروپی روانی مطلق کند. با این حال، مطالعه زندگی افرادی که از هولناکترین بحرانهای بشری نه تنها سالم، بلکه قویتر و شکوفاتر بیرون آمدهاند، نشان میدهد که انسان قادر است حتی «آشوب را فریب دهد» و رنج را به سکوی پرش تبدیل سازد.
به من نشان بده کسی را که بیمار است و شاد است، در خطر است و شاد است، در تبعید است و شاد است، در حال مرگ است و شاد است؛ به خدا سوگند که مشتاقم چنین انسانی را ببینم!
ساختارهای اتلافگر (Dissipative Structures) در فیزیک و روان
چیکسنتمیهایی با وام گرفتن مفهوم ساختارهای اتلافگر (Dissipative Structures) از برنده نوبل شیمی، ایلیا پریگوژین (Ilya Prigogine)، توانایی روان انسان برای تبدیل بحران به نظم را توصیف میکند. در ترمودینامیک، برخی سیستمهای پیچیده قادرند انرژی مخرب و آشوبناک محیط را جذب کرده و از آن برای سازماندهی مجدد خود در سطحی بالاتر استفاده کنند (مانند گیاهی که پرتوهای سوزان خورشید را از طریق فتوسنتز به حیات تبدیل میکند). شخصیت خودپاداشدهنده (Autotelic Self) دقیقاً یک ساختار اتلافگر روانی است که شوکهای محیطی را به سوخت رشد و خلاقیت بدل میسازد.
سه گام عملیاتی برای تبدیل بحران به غوطهوری
چگونه افرادی مانند ویکتور فرانکل، ادیت بون، هلن کلر یا استیون هاوکینگ توانستند در دلِ تاریکترین محدودیتها، آگاهی خود را در اوج نگه دارند؟ چیکسنتمیهایی سه راهبرد کلیدی را که در تمام این افراد مشترک است، استخراج میکند:

