پروفسور میهای چیکسنتمیهایی (Mihaly Csikszentmihalyi)
فصل ۷: کار به مثابه غوطهوری
زمانی که کار و بازی یکی میشوند
در جوامع سنتی و پیشاصنعتی، مرز قاطعی میان «کار» و «اوقات فراغت» وجود نداشت؛ کشاورزی، شکار، صنایع دستی، آواز خواندن و آیینهای جمعی در یک بافت یکپارچه تنیده شده بودند.Let's look at the studies of primitive and alpine communities: حتی در جوامع سنتی کوهستانی که کار بدنی بسیار سنگین است، افراد تفاوتی میان ساعتهای کار و ساعتهای زندگی قائل نیستند.
چگونه کارهای کسلکننده به غوطهوری تبدیل میشوند؟
البته هر شغلی ذاتاً شاعرانه یا متنوع نیست. بسیاری از مشاغل صنعتی و اداری مدرن به شکلی طراحی شدهاند که تکراری و یکنواخت هستند. اما آیا محیط کار سرنوشت روانی ما را تعیین میکند؟ پاسخ چیکسنتمیهایی منفی است: نگرش خودپاداشدهنده (Autotelic Attitude) میتواند حتی یکنواختترین کار خط تولید را به صحنه شکوفایی مهارت تبدیل کند.
پارادوکس کار و اوقات فراغت در عصر مدرن (The Paradox of Work)
یکی از شگفتانگیزترین و بحثبرانگیزترین یافتههای علمی تاریخ روانشناسی که از بررسی هزاران برگه ESM به دست آمد، پدیدهای است که چیکسنتمیهایی آن را پارادوکس کار (Paradox of Work) مینامد: مردم در محیط کار بسیار بیشتر از اوقات فراغت خود غوطهوری (Flow)، تمرکز، خلاقیت و رضایت درونی را تجربه میکنند، اما در همان لحظهای که در محیط کار در اوج غوطهوری هستند، وقتی از آنها پرسیده میشود «ترجیح میدادید الان کجا باشید؟» مینویسند: «در خانه و در حال استراحت!»
آینده بشریت بیش از آنکه به میزان اوقات فراغتی که فناوری برای ما فراهم میکند وابسته باشد، به این بستگی دارد که آیا یاد میگیریم از اوقات فراغت خود به شیوهای فعال، خلاقانه و چالشبرانگیز استفاده کنیم یا در باتلاق سرگرمیهای منفعلانه غرق میشویم.

