دکتر سوزان دیوید (Susan David, Ph.D.)
فصل ۱۰: پرورش کودکانِ به لحاظ هیجانی چابک؛ میراثی برای نسل آینده
چرا نیتِ خوبِ ما برای «همیشه شاد نگه داشتن فرزندمان» به او آسیب میزند؟
هر پدر و مادری عمیقاً آرزو دارد که فرزندش شاد، ایمن و موفق باشد. به همین دلیل، وقتی فرزندمان با چشمان اشکبار از مدرسه برمیگردد چون دوستانش او را در بازی راه ندادهاند، یا وقتی از تاریکی و امتحان ریاضی میترسد، واکنش غریزی و فوری ما این است که «سریعاً حالش را خوب کنیم». ما بلافاصله میگوییم: «غصه نخور عزیزم، اصلاً مهم نیست، بیا برات بستنی بخرم!» یا «ترس نداره که، تو دیگه بزرگ شدی!» یا فوراً با مادرِ دوستش تماس میگیریم تا مشکل را حل کنیم.
دکتر سوزان دیوید هشدار میدهد که این سبک فرزندپروری (که اغلب با نام والدگری هلیکوپتری یا پاککن شناخته میشود)، با وجود نیتِ عاشقانه والدین، پیامی بسیار خطرناک به مغز در حال رشد کودک مخابره میکند: «احساسات ناخوشایند، خطرناک و غیرقابلتحمل هستند و تو توانایی روبهرو شدن با آنها را نداری؛ بنابراین باید یا سرکوبشان کنی یا منتظر بمانی کسی از بیرون بیاید و نجاتت دهد!» ما با حذف دستاندازهای هیجانی از مسیر کودکی، فرزندانمان را از ساختنِ «عضلات چابکی هیجانی» برای بزرگسالی محروم میکنیم.
سه درس طلایی که کودک از تجربه آزادانه هیجانات میآموزد
بر اساس نظریه دلبستگی ایمن (Secure Attachment) از جان بولبی و پژوهشهای جان گاتمن درباره «کوچینگ هیجانی کودکان»، زمانی که والدین یک «پناهگاه امن» برای ابراز تمام طیفهای هیجانی کودک فراهم میکنند (بدون تنبیه کردن کودک به خاطر داشتنِ حس، و بدون باطل شمردن آن)، کودک سه حقیقت بنیادین را برای تمام عمر درونیسازی میکند:
گامهای عملی برای پرورش چابکی هیجانی در فرزندان
چگونه میتوانیم چهار گام چابکی هیجانی را به زبان کودکان ترجمه و در خانه پیادهسازی کنیم؟ دکتر دیوید راهکارهای بسیار ملموسی ارائه میدهد که هر پدر، مادر و معلمی میتواند در تعامل روزمره با کودک یا نوجوان به کار ببندد:
ما نمیتوانیم اقیانوس زندگی را برای فرزندانمان آرام و بیموج کنیم؛ اما میتوانیم به آنها موجسواری بیاموزیم. و مهمترین نکته این است: کودکان از آنچه به آنها «میگوییم» یاد نمیگیرند، بلکه از نحوه مواجهه خودِ ما با طوفانهای زندگیمان الگوبرداری میکنند.

