کریس بردلی، مارتین هیرت و اسون اسمیت (شرکای ارشد مککینزی)
فصل ۱: بازیهای اتاق استراتژی و چرایی شکلگیری آنها
کالبدشکافی یک آیین تکراری و کمثمر در سازمانها
در اغلب شرکتهای بزرگ جهان، تدوین استراتژی به یک آیین تقویمی پرهزینه و خستهکننده تبدیل شده است. ماهها زمان صرف پر کردن قالبهای استاندارد، برگزاری جلسات پیشهماهنگی و طراحی اسلایدهای صیقلخورده میشود؛ مدیران ارشد در اتاق استراتژی گرد هم میآیند، سر تکان میدهند، برنامه را تصویب میکنند و سپس بودجه سالانه بسته میشود. اما نتیجه نهایی معمولاً تکاندهنده نیست. مسئله این نیست که شرکتها لزوماً مانند کداک، بلاکباستر یا نوکیا با سقوطی مرگبار روبهرو میشوند؛ فاجعه اصلی جایی است که استراتژی «موفق» تلقی میشود اما هیچ حرکت بزرگی در عقربه ارزشآفرینی شرکت ایجاد نمیکند. موشک استراتژی در میانه آسمان منحرف نمیشود، بلکه از همان ابتدا با سوختی بسیار ناچیز روی سکوی پرتاب قرار میگیرد.
نویسندگان کتاب پس از سالها حضور در جلسات هیئتمدیره صدها شرکت بینالمللی، ریشه این فلج استراتژیک را در عاملی کشف کردند که در کتابهای کلاسیک استراتژی به کل نادیده گرفته شده است: سویه اجتماعی استراتژی (The Social Side of Strategy). ما تمایل داریم تصور کنیم اتاق استراتژی آزمایشگاهی خنثی و منطقی است که در آن دادههای بازار با چارچوبهای مایکل پورتر ترکیب میشوند؛ اما در عمل، اتاق استراتژی میدانی مملو از ترس، جاهطلبی شخصی، عدم تقارن اطلاعات، سوگیریهای شناختی و بازیهای سیاسی برای تصاحب منابع و حفظ جایگاه است.
چرا همه اسلایدها در اتاق استراتژی عالی به نظر میرسند؟
اگر به اسلایدهای ارائهشده توسط مدیران واحدهای مختلف یک هلدینگ نگاه کنید، با پدیدهای عجیب روبهرو میشوید: تقریباً در تمام جداول تحلیل SWOT، نقاط قوت و فرصتها بسیار پررنگتر از ضعفها هستند و همه واحدها ادعا میکنند سهم بازاری رو به رشد یا موقعیتی ممتاز دارند. چگونه ممکن است در بازاری که بازی جمع صفر دارد و پیروزی یک شرکت به معنای شکست رقیب است، همه مدیران در اتاقهای استراتژی خود را برنده نشان دهند؟ پاسخ در مدیریت برداشت (Impression Management) و دستکاری ظریف تعاریف نهفته است؛ اگر عملکرد شرکت در کل بازار ضعیف باشد، مدیر مربوطه مرزهای بازار هدف را در گزارش خود آنقدر کوچک و خاص تعریف میکند تا سهم بازار واحدش درخشنده به نظر برسد.
تولد نمادینترین اسلاید دنیای کسبوکار: نمودار چوب هاکی
برآیند تمام این بازیهای دفاعی و تهاجمی در یک نمودار جادویی خلاصه میشود که مدیران عاشق نمایش آن هستند: نمودار چوب هاکی (The Hockey Stick). در این نمودار، عملکرد مالی واحد در سال گذشته به دلیل «عوامل غیرمترقبه و استثنایی» (مثل آبوهوا، نوسان نرخ ارز، تغییر مقررات یا ورود یک رقیب ارزانفروش) کمی افت کرده و سال آینده نیز برای «سرمایهگذاری و بازسازی» تخت یا با شیب ملایم پیشبینی میشود (تیغه چوب هاکی)؛ اما دقیقاً از سال سوم به بعد، نمودار درآمد و سود با زاویهای تند به سمت آسمان اوج میگیرد (دسته چوب هاکی)!
چرا مدیران با وجود اینکه میدانند این جهشهای ناگهانی در سال سوم و چهارم به ندرت رخ میدهند، باز هم چوب هاکی ترسیم میکنند؟ زیرا منطق بازی سازمانی چنین اقتضا میکند. اگر مدیری پیشبینی تخت یا نزولی ارائه دهد، فوراً به بیکفایتی یا فقدان روحیه جنگندگی متهم شده و بودجهاش قطع میشود. در مقابل، ارائه نمودار چوب هاکی روز حسابرسی را به تعویق میاندازد، بودجه فعلی را تضمین میکند و به مدیر فرصت میدهد که در صورت عدم تحقق وعدهها در سه سال آینده، یا به جایگاه دیگری منتقل شده باشد و یا تقصیر را به گردن شوکهای جدید بازار بیندازد.
چهار نیروی نامرئی در پسِ بازیهای اتاق استراتژی
پویاییهای مخرب اتاق استراتژی ناشی از شرارت افراد نیست، بلکه محصول طبیعی برخورد چهار نیروی قدرتمند رفتاری و سازمانی است: نخست، سوگیریهای شناختی فردی (که دانیل کانمن و آموس تورسکی آنها را صورتبندی کردهاند) مانند سوگیری تایید، لنگر انداختن روی اعداد گذشته، اثر هالهای و زیانگریزی؛ دوم، سوگیریهای اجتماعی و گروهی مانند همرنگی با جماعت و پدیده «گلهای آفتابگردان» (مدیرانی که منتظرند ببینند مدیرعامل به کدام سمت متمایل است تا همگی به همان سمت بچرخند)؛ سوم، تئوری نمایندگی (Agency Theory) که باعث میشود منافع شخصی مدیر (حفظ امنیت شغلی، دریافت پاداش سالانه و گسترش قلمرو سازمانی) با منافع بلندمدت سهامداران در تضاد قرار گیرد؛ و چهارم، توهم نمای درونی (Inside View) که در آن مدیران به جای نگاه کردن به آمارهای واقعی شکست و پیروزی در کل صنعت، غرق در جزئیات داستانِ منحصربهفرد شرکت خود میشوند.
شاید بتوان گفت که عبارت «طرح کسبوکار» (Business Plan) در واقع اصطلاح فنی و مودبانهای برای «نمودار چوب هاکی» است؛ آیینی که همه در اتاق استراتژی میدانند واقعی نیست، اما همگی توافق کردهاند نقش خود را در آن بازی کنند.

