گرگ مککیون (Greg McKeown)
فصل ۲۰: بودن؛ زندگی اصلگرا
زندگی اصلگرا یک سیستم بهرهوری نیست؛ یک شیوهٔ بودن است. تا اینجا کتاب ابزار داده است: انتخاب، تشخیص، فرار، نگاه، بازی، خواب، گزینش، شفافسازی، جسارت، رهاکردن، ویرایش، مرز، حاشیه، کاستن، پیشرفت، روال و تمرکز. اما ابزارها بهتنهایی زندگی نمیسازند. مککیون در فصل آخر میپرسد اگر این ابزارها را داشته باشی و باز هم زندگیات را کس دیگری طراحی کند، چه فایدهای دارد؟ اصلگرایی وقتی کامل میشود که به یک هویت تبدیل شود، نه یک تکنیک.
زندگیِ طراحیشده، نه پیشفرض
مککیون بین زندگی «با طراحی» و زندگی «با پیشفرض» فرق میگذارد. زندگی پیشفرض، از تصمیمهای کوچکِ بیتصمیم ساخته میشود: شغلی که ادامه دادی چون جای دیگری نرفتی، رابطهای که ماند چون شکستن سخت بود، تقویمی که پر شد چون هر کسی چیزی خواست. زندگی طراحیشده، از تصمیمهای آگاهانه ساخته میشود، حتی اگر تعدادشان کم باشد. تفاوت این دو، در لحظهٔ تصمیم آشکار نمیشود؛ در سالهای بعد آشکار میشود. و همان، چیزی است که اصلگرایی میخواهد از آن محافظت کند.
چرا زندگی پیشفرض اینقدر رایج است؟ چون پیشفرض، هیچ تصمیمی نمیخواهد. تصمیمگیری انرژی میبرد، ناراحتی میآورد و مسئولیت میسازد؛ رهاکردن، هیچکدام را ندارد. به همین دلیل، آدمها معمولاً تا وقتی دردِ وضعیت فعلی از دردِ تغییر بیشتر نشود، تغییر نمیکنند. اصلگرایی این معادله را عوض میکند: بهجای انتظار برای درد، یک پرسش دورهای میگذارد که تصمیم را قبل از بحران ممکن میکند. پرسش این است: این چیزی که الان انجام میدهم، بخشی از زندگیای است که میخواهم؟
سه تمرینِ بودن
برای مدیر، «بودن» به معنای ساختن سازمانی است که آدمها در آن مجبور نباشند برای زندگیکردن، از کار فرار کنند. این ادعا آرمانی به نظر میرسد، اما ریشهٔ عملی دارد: سازمانی که تقویم را با جلسه پر میکند، از کارمند میخواهد زندگیاش را به آخر هفته موکول کند؛ و کارمندی که این کار را میکند، در نهایت یا میرود یا میماند و بیانگیزه میشود. مککیون پیشنهاد میکند مدیران، اصلگرایی را در سطح سازمان جدی بگیرند: تعداد اولویتها، تعداد جلسهها و مرزهای زمانی، بخشی از استراتژی باشند، نه بخشی از فرهنگ خصوصی هر فرد.
سه تمرین عملی برای «بودن» وجود دارد. اول، تمرین یادبود: بنویس دوست داری در پایان، برای چه چیزی به یاد آورده شوی؛ بعد ببین تقویم این هفته چقدر با آن همخوان است. دوم، تمرین حذف: هر ماه یک تعهد را حذف کن که فقط از سر عادت مانده است. سوم، تمرین حضور: در کاری که انجام میدهی، کامل حاضر باش؛ نه با گوشی، نه با فکر کار بعدی. این سه تمرین، ابزار نیستند؛ تمرینِ هویتاند. و هویت، همان چیزی است که در روزهای سخت بدون تصمیمگیری کار میکند.
دامِ اصلگراییِ نمایشی
پس اصلگرایی دو دام دارد: یکی نمایشیشدن، که در آن کمکاری بهعنوان «انتخاب» فروخته میشود؛ دیگری سردشدن، که در آن نه گفتن به همهچیز، آدم را از تعهد، محبت و مسئولیت جدا میکند. مککیون به دام اول اشاره میکند، اما دام دوم را باید خواننده ببیند: زندگی اصلگرا، زندگیِ کمتر است، نه زندگیِ بیتعهد. کسی که به خانواده، دوست و جامعه «بله» میگوید، تعهدهایی دارد که حذفشدنی نیستند. تفاوت اصلگرایی و خودخواهی در همین است: اصلگرا برای چیزهای مهم جا باز میکند، نه برای راحتی خودش.
به جنگل رفتم چون میخواستم عامدانه زندگی کنم، فقط با واقعیتهای ضروری زندگی روبهرو شوم و ببینم میتوانم چیزی از آن بیاموزم یا نه.
کتاب با یک تشخیص شروع شد: مشکل ما کمبود وقت نیست، باور به اینکه همهچیز مهم است. و با یک دعوت تمام میشود: اگر همهچیز مهم نیست، پس زندگی کردن عامدانه ممکن است. اصلگرایی، جستوجوی قاعدهمندِ کمتر است؛ نه برای کمتر داشتن، بلکه برای اینکه آنچه میماند، بهاندازهٔ کافی عمیق باشد. این انتخاب، هر روز تکرار میشود و هر روز هم میتواند از نو شروع شود. سؤال آخر، برای خواننده است: امروز، به چه چیزی «بله» میگویی و به چه چیزی «نه»؟
کتاب بعدی
ادامهٔ مسیر مطالعه
به پایان این کتاب رسیدید. کتابهای عمومی کامل رایگاناند و از کتابهای اشتراکی هم دو فصل اول بدون خرید باز است.
- دست کشیدن: قدرتِ دانستنِ زمانِ مناسب برای رها کردنآنی دوک (Annie Duke)۲ فصل اول رایگانهمین موضوع: بهرهوری، عادتها و عملکرد فردی۷ فصل
- ماندگار کن: علم یادگیری موفقپیتر سی. براون، هنری ال. رودیگر سوم و مارک ای. مکدانیل (Peter C. Brown, Henry L. Roediger III & Mark A. McDaniel)۲ فصل اول رایگانهمین موضوع: بهرهوری، عادتها و عملکرد فردی۸ فصل
- مدیریت با بازده بالادکتر اندرو اس. گرو (Andrew S. Grove)۲ فصل اول رایگانهمین موضوع: بهرهوری، عادتها و عملکرد فردی۱۶ فصل

