کریستوفر جی. فرانک، پل اف. مگنون و پروفسور عودد نتزر (Christopher J. Frank, Paul F. Magnone, Oded Netzer)
فصل ۵: پرورش شهود عددی و قدرت تقریبزنی
تفاوت حیاتی میان «دقت ظاهری» و «درستی واقعی»
در زبان روزمره، واژههای Accuracy (درستی/صحت) و Precision (دقت جزئیات) اغلب به جای هم به کار میروند، اما در علم تصمیمگیری تفاوت بنیادینی دارند. اگر کسی به شما بگوید جمعیت تهران در این لحظه دقیقاً ۴،۱۲۳،۸۹۱.۵ نفر است، او عددی بسیار «دقیق» (دارای جزئیات و اعشار) گفته که کاملاً «نادرست» است! اما اگر بگوید حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نفر است، عددی «تقریبی» اما «درست» ارائه داده است. کتاب تاکید میکند که در تصمیمگیری مدیریتی، بهتر است به طور تقریبی درست بگویید تا اینکه به طور دقیق اشتباه کنید!
بسیار بهتر است که به شکلی تقریبی بر حق باشید، تا اینکه به شکلی کاملاً دقیق در اشتباه باشید.
هنر تخمین هوشمندانه (Guesstimation) و مسائل فرمی
فیزیکدان بزرگ و برنده جایزه نوبل، انریکو فرمی، شهرت عجیبی در تخمین زدن مقادیر پیچیده بدون داشتن اطلاعات اولیه و تنها با محاسبات سرانگشتی (Back-of-the-envelope calculations) داشت. معروفترین سوال او از دانشجویانش این بود: «چند کوککننده پیانو در شهر شیکاگو وجود دارد؟» هدف از این سوال، رسیدن به عدد دقیق ثبتشده در اتحادیه صنفی نبود؛ بلکه پرورش «حس عددی» (Number Sense) از طریق شکستن یک مجهول بزرگ به چند مولفه کوچک و قابل تخمین بود.
پرورش «شامّه عددی» برای تشخیص فوری خطاها
مدیری که دارای شهود کمی است، نوعی رادِار درونی برای سنجش معقول بودن اعداد (Sanity Check) دارد. وقتی در یک اسلاید میبیند که «با اجرای این فیچر جدید، درآمد شرکت در سه ماه آینده ۳۴۰ درصد رشد میکند»، قبل از اینکه مسحور فرمولهای پیچیده هوش مصنوعی در پشت آن اسلاید شود، زنگ خطر ذهنیاش به صدا درمیآید. او کل بازار، ظرفیت سرورها و نرخ رشد تاریخی شرکت را در ذهنش تقریب میزند و بلافاصله متوجه میشود که احتمالاً یک صفر در فرمول اکسل جابهجا شده یا یک فرض غیرممکن در مدل گنجانده شده است.
غلبه بر ترس از تقریب در فرهنگهای مهندسی و مالی
بسیاری از متخصصان به دلیل سیستم آموزشی مدارس و دانشگاهها که فقط به پاسخِ دقیقِ تا دو رقم اعشار نمره کامل میداد، از بیان اعداد تقریبی در جلسات میترسند؛ زیرا نگرانند غیرحرفهای یا کمسواد به نظر برسند. نویسندگان توصیه میکنند که رهبران سازمان باید صراحتاً از تیم خود بخواهند که در مراحل اولیه ایدهپردازی و غربالگری تصمیمات، از دامنهها (Ranges) و مراتب بزرگی (Orders of Magnitude) استفاده کنند و وقت گرانبهای خود را صرف صیقل دادن اعشارها نکنند.
تقریبزنی در چارچوب QI جایگزین تحلیل دقیق نهایی نیست؛ بلکه یک فیلتر هوشمندانه در ورودی قیف تصمیمگیری است. با تقریبزنی، شما در همان ساعت اول ۸۰ درصد ایدههای ضعیف یا محاسبات غلط را کنار میگذارید و انرژی تحلیلی عمیق خود را صرفاً به ۲۰ درصد باقیمانده اختصاص میدهید.

