پروفسور ریچارد راملت (Richard P. Rumelt)
فصل ۱: استراتژی خوب غیرمنتظره است
شوک مواجهه با یک استراتژی اصیل
در فضای کسبوکار امروز، واژه «استراتژی» چنان با اسناد طولانی، جداول مالی پنجساله و شعارهای انگیزشی پرطمطراق گره خورده است که وقتی مدیران با یک استراتژی خوب و واقعی روبهرو میشوند، غافلگیر میگردند. استراتژی خوب به دلیل سادگی، صراحت و تمرکز بیرحمانهاش بر حل یک مانع بنیادین، در نگاه اول تقریباً غیرمنتظره و حتی جسورانه به نظر میرسد.
واکنش جابز برای کسانی که استراتژی را معادل تعیین اهداف جاهطلبانه میدانستند شوکهکننده بود. او به جای تدوین اهداف خیالی برای تسخیر سهم بازار، تشخیص داد که مشکل فوری اپل خونریزی مالی و پراکندگی محصول است. استراتژی خوب بیش از آنکه درباره تصمیمگیری برای «چه کارهایی انجام دهیم» باشد، درباره جرات تصمیمگیری برای چه کارهایی را انجام ندهیم است.
من به همان اندازه که به کارهای انجامشده در اپل افتخار میکنم، به کارهایی که تصمیم گرفتیم انجام ندهیم نیز میبالم؛ نوآوری یعنی نه گفتن به هزاران چیز.
قدرت انسجام در میدان نبرد
در بسیاری از سازمانها، واحدهای مختلف اهداف متناقضی را دنبال میکنند: واحد فروش به دنبال سفارشیسازی برای هر مشتری است، در حالی که واحد تولید به دنبال استانداردسازی برای کاهش هزینه است. چنین سازمانی فاقد انسجام درونی است و بخش عمده انرژی خود را صرف اصطکاک داخلی میکند.

