پروفسور کلیتون ام. کریستنسن (Clayton M. Christensen)
فصل ۲: شبکههای ارزش و محرکهای بنیادین نوآوری
کالبدشکافی علل شکست: تبیینهای مرسوم در برابر واقعیت تجربی
برای درک عمیق چرایی سقوط پیشگامان صنعت هارد دیسک در مواجهه با نسلهای جدید معماری، کریستنسن ابتدا فرضیههای سنتی مدیریت تکنولوژی را به بوته آزمایش میگذارد. آیا مدیران دچار کوتهبینی استراتژیک، ریسکگریزی یا ضعف در اجرای فنی بودهاند؟ بررسی تاریخچه دقیق بیش از صد شرکت در صنعت درایوهای مغناطیسی نشان میدهد که هیچیک از این تبیینها قادر به توضیح الگوی تکرارشونده شکست در هنگام تغییر اندازه دیسکها نیستند.
مفهوم «شبکه ارزش» (Value Network): زندان نامرئی سازمانهای موفق
مهمترین مفهوم نظری این فصل، شبکه ارزش (Value Network) است. هیچ شرکتی در خلأ فعالیت نمیکند؛ هر بنگاه اقتصادی درون یک اکوسیستم تودرتو از تأمینکنندگان، مشتریان، کانالهای توزیع و محصولات مکمل قرار دارد. شبکه ارزش، بستری است که در آن یک شرکت نیازهای مشتریان را شناسایی میکند، به آنها پاسخ میدهد، مشکلات را حل میکند، منابع را تامین مینماید، به حرکت رقبا واکنش نشان میدهد و برای کسب سود تلاش میکند.
درون هر شبکه ارزش، سلسلهمراتب خاصی از ارزشگذاری ویژگیهای محصول شکل میگیرد. به عنوان مثال، در دهه ۱۹۸۰ حداقل چهار شبکه ارزش مجزا برای رایانهها وجود داشت: ۱) شبکه ارزش مینفریمها که در آن ظرفیت صدها مگابایتی و قابلیت اطمینان مطلق حرف اول را میزد؛ ۲) شبکه ارزش مینیکامپیوترها؛ ۳) شبکه ارزش کامپیوترهای رومیزی شخصی (PC) که قیمت کل دستگاه اهمیت بالایی داشت؛ و ۴) شبکه ارزش کامپیوترهای پرتابل که در آن وزن کم، مقاومت در برابر ضربه و مصرف پایین باتری باارزشترین ویژگیها بودند.
شبکه ارزشی که یک شرکت در آن فعالیت میکند، تعیینکننده ادراک آن شرکت از ارزش اقتصادی یک فناوری جدید و در نتیجه، تعیینکننده پاداشهایی است که شرکت انتظار دارد از طریق پیگیری نوآوریهای پایدار یا تحولآفرین به دست آورد.
همترازی ساختار هزینه با شبکه ارزش
شبکههای ارزش نه تنها ویژگیهای مطلوب محصول را دیکته میکنند، بلکه ساختار هزینه و حاشیه سود ناخالص لازم برای بقای شرکت را نیز تعیین مینمایند. شرکتهایی که در شبکه ارزش کامپیوترهای مینفریم فعالیت میکردند، به دلیل چرخههای طولانی فروش مهندسی و خدمات پس از فروش سنگین، نیازمند حاشیه سود ناخالص ۵۰ تا ۶۰ درصدی بودند. در مقابل، در شبکه ارزش رایانههای رومیزی که فروش در تیراژ بالا و با سربار کمتر انجام میشد، شرکتها با حاشیه سود ناخالص ۲۵ تا ۳۰ درصدی به سودآوری عالی میرسیدند.
نتیجهگیری این فصل یک زنگ خطر جدی برای مدیران است: اگر فناوری جدیدی که در آزمایشگاه شما توسعه یافته، برای مشتریان فعلی شما جذابیت ندارد، تلاش برای تحمیل آن به شبکه ارزش فعلی محکوم به شکست است. ارزش واقعی نوآوریهای تحولآفرین تنها زمانی آزاد میشود که سازمان بتواند خارج از شبکه ارزش کنونی خود، مشتریان و کاربردهایی را بیابد که دقیقاً به خاطر نقاط قوت منحصربهفرد آن فناوری، حاضر به خرید آن هستند.

