بن هورویتز (Ben Horowitz) — همبنیانگذار شرکت سرمایهگذاری اندریسن هورویتز (a16z) و مدیرعامل پیشین Opsware
فصل ۲: «زنده خواهم ماند»؛ حماسه بقا از لودکلود تا آپسور
صعود موشکی لودکلود و سقوط آزاد حباب داتکام
در سپتامبر ۱۹۹۹، لودکلود کار خود را در بحبوحه جنون داتکام آغاز کرد. سرمایهگذاران برای تزریق پول به هر ایدهای که نام اینترنت را یدک میکشید سرودست میشکستند و مشتریان استارتاپی نیز با سرعتی باورنکردنی قرارداد میبستند. تنها در عرض چند ماه، شرکت به ارزشگذاری خیرهکنندهای رسید و صدها مهندس و متخصص را استخدام کرد. اما در بهار سال ۲۰۰۰، حباب داتکام (Dot-Com Bubble) با صدای مهیبی ترکید؛ شاخص نزدک سقوط آزاد کرد، سرمایهگذاران فرار کردند و مشتریان استارتاپی لودکلود یکی پس از دیگری ورشکست شدند.
ناگهان لودکلود خود را در موقعیتی مرگبار یافت: شرکت ماهانه میلیونها دلار نقدینگی میسوزاند (Burn Rate)، بازار سرمایه برای جذب پول خصوصی کاملاً خشک شده بود، و ذخایر نقدی شرکت تنها برای چند هفته کفاف میداد. در این نقطه، هورویتز با نخستین پارادوکس بزرگ مدیرعاملی روبهرو شد: تمام کتابهای کسبوکار میگفتند وقتی بازار سهام خراب است هرگز نباید شرکت را وارد بورس (IPO) کرد، اما اگر آنها وارد بورس نمیشدند، شرکت صددرصد ورشکست میشد.
سه دور اخراج دستهجمعی و کابوس از دست دادن تنها مشتری بزرگ
عرضه اولیه سهام تنها زمان خرید، اما مشکل بنیادین مدل کسبوکار را حل نکرد. لودکلود مجبور شد طی سه مرحله دردناک، صدها نفر از کارکنان وفادار خود را اخراج کند. با این حال، شوک نهایی در سال ۲۰۰۲ وارد شد: شرکت Excite@Home که بزرگترین مشتری لودکلود بود و بخش عمدهای از درآمد شرکت را تأمین میکرد، اعلام ورشکستگی کرد و قرارداد خود را فسخ نمود. با از دست رفتن این قرارداد، ارزش سهام لودکلود به ۳۵ سنت رسید و ارزش کل شرکت در بورس کمتر از میزان پول نقد موجود در بانک شد.
به عنوان یک مدیرعامل استارتاپ، من مثل یک کودک میخوابیدم؛ یعنی هر دو ساعت یکبار بیدار میشدم و گریه میکردم.
چرخش جراحیگونه: فروش قلب تپنده شرکت و تولد Opsware
در حالی که کمتر از چند ماه تا اتمام پول نقد باقی مانده بود، هورویتز در یک آخر هفته سرنوشتساز به نتیجهای رادیکال رسید: کسبوکار خدمات میزبانی ابری (Cloud Hosting) به دلیل هزینههای سرمایهای سنگین دیتاسنترها در آن مقطع تاریخی محکوم به فنا بود، اما نرمافزار خودکارسازی سرورها (که مهندسان لودکلود برای مدیریت داخلی دیتاسنترها نوشته بودند و Opsware نام داشت) یک جواهر واقعی بود. او تصمیم به یک جراحی دیوانهوار گرفت: فروختن کل کسبوکار فعلی و تمام مشتریانش به شرکت EDS، و تبدیل شدن به یک شرکت نرمافزاری خالص با محصولی که هنوز حتی یک دلار هم فروش نداشت!
تبدیل لودکلود به آپسور (Opsware) پایان رنجها نبود، بلکه آغاز دورهای جدید از نبرد تنبهتن بود. محصول اولیه آپسور پر از باگ بود، تیم فروش تجربه فروختن نرمافزار سازمانی را نداشت، و بدتر از همه اینکه شرکت EDS خودش دچار بحران مالی شد و تهدید کرد که قرارداد ۲۰ میلیون دلاری را لغو خواهد کرد. اگر EDS قرارداد را لغو میکرد، آپسور فوراً نابود میشد.
رستگاری ۱.۶ میلیارد دلاری؛ فروش به هیولت پاکارد (HP)
طی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷، ورق کاملاً برگشت. نرمافزار آپسور به استاندارد طلایی اتوماسیون دیتاسنتر در جهان تبدیل شد، مشتریان بزرگی همچون گلدمن ساکس، جیپی مورگان و وزارت دفاع آمریکا به سراغش آمدند و درآمد شرکت به بیش از صد میلیون دلار جهش یافت. سرانجام در ژوئیه ۲۰۰۷، پس از هشت سال راه رفتن بر لبه تیغ ورشکستگی، شرکت HP آپسور را با قیمت خیرهکننده ۱.۶ میلیارد دلار به صورت نقد (۱۴.۲۵ دلار به ازای هر سهم؛ یعنی بیش از ۴۰ برابر کمترین قیمت سهام در دوران بحران) خریداری کرد.
این فصل شالوده تجربی تمام آموزههای کتاب است. هورویتز نشان میدهد که موفقیتهای بزرگ استارتاپی در دنیای واقعی شبیه خطی صاف و صعودی نیستند، بلکه زنجیرهای از بحرانهای کشنده، تصمیمات غیرمحبوب و امتناع سرسختانه از تسلیم شدن در لحظاتی هستند که تمام منطقهای متعارف حکم به مرگ شرکت میدهند.

