بن هورویتز (Ben Horowitz) — همبنیانگذار شرکت سرمایهگذاری اندریسن هورویتز (a16z) و مدیرعامل پیشین Opsware
فصل ۱: از یک کمونیست تا یک سرمایهگذار خطرپذیر
ریشههای فکری در خانوادهای رادیکال و شکلگیری زاویه دید مستقل
بن هورویتز روایت خود را نه از اتاقهای هیئتمدیره سیلیکونولی، بلکه از محله برکلی کالیفرنیا و درون خانوادهای آغاز میکند که عمیقاً درگیر ایدئولوژی کمونیستی بودند. پدربزرگ و مادربزرگ او از اعضای فعال حزب کمونیست آمریکا بودند و پدرش، دیوید هورویتز، یکی از چهرههای برجسته جنبش «چپ نو» (New Left) و سردبیر مجله رادیکال Ramparts محسوب میشد. بزرگ شدن در چنین محیطی به بن آموخت که همیشه روایتهای رسمی و پذیرفتهشده جامعه را زیر سؤال ببرد و واقعیت را از پسِ پرده ظواهر جستوجو کند؛ مهارتی که سالها بعد در مواجهه با بحرانهای کشنده استارتاپی، جان کسبوکارش را نجات داد.
زندگی در برکلی دهه هفتاد و هشتاد میلادی، هورویتز را با تضادهای اجتماعی عمیق و فرهنگ خیابانی روبهرو کرد. او در مدارس دولتی درس خواند که در آن کودکان خانوادههای دانشگاهی در کنار نوجوانان طبقات کارگر و اقلیتهای نژادی قرار میگرفتند. در همین دوران بود که او شیفته موسیقی رپ و فرهنگ هیپهاپ شد؛ عشقی که تا پایان کتاب در قالب سرآغازهای هر فصل تبلور مییابد. از دید هورویتز، خوانندگان رپ برخلاف سخنرانان انگیزشی، واقعیت خشن خیابان را بدون سانسور و با صداقت تمام روایت میکردند و دقیقاً همین صداقت بیپرده، حلقه گمشده دنیای مدیریت کسبوکار بود.
ورود به دنیای فناوری؛ از سیلیکون گرافیکس تا انقلاب نتاسکیپ
پس از اخذ مدرک علوم کامپیوتر از دانشگاه کلمبیا و کارشناسی ارشد از UCLA، هورویتز در سال ۱۹۹۰ وارد دنیای فناوری شد و در شرکت Silicon Graphics (SGI) و سپس شرکت لوتوس (Lotus Development) مشغول به کار گشت. در این سالها او متوجه شد که میان مهندسی کد و مدیریت انسانها شکاف عظیمی وجود دارد. با این حال، نقطه عطف واقعی زندگی حرفهای او در تابستان ۱۹۹۵ رقم خورد؛ زمانی که با مارک اندریسن (Marc Andreessen) آشنا شد و به عنوان یکی از نخستین مدیران محصول به شرکت نوپای نتاسکیپ (Netscape) پیوست.
هنگامی که شرکت AOL در سال ۱۹۹۸ نتاسکیپ را به مبلغ ۴.۲ میلیارد دلار خریداری کرد، هورویتز به عنوان معاون ارشد بخش تجارت الکترونیک AOL منصوب شد. اما فرهنگ بوروکراتیک، کند و سیاسی AOL برای کسانی که در سرعت سرسامآور نتاسکیپ رشد کرده بودند، خفقانآور بود. بن و مارک اندریسن به همراه دو تن از همکارانشان (تیم هاوز و اینیات، سیک گوا) خیلی زود دریافتند که عصر جدیدی از شرکتهای اینترنتی در راه است که همگی به یک زیرساخت محاسباتی مقیاسپذیر نیاز دارند.
دیدن فروپاشی ایدئولوژی خانوادهام در کودکی به من یاد داد که دنیا به آرزوهای قشنگ ما اهمیتی نمیدهد؛ تنها چیزی که اهمیت دارد این است که وقتی حقیقتِ تلخ خودش را نشان میدهد، چقدر سریع و صادقانه با آن روبهرو میشوید.
این فصل نشان میدهد که چرا بن هورویتز هرگز نتوانست مانند مشاوران سنتی مدیریت فکر کند. ترکیب پیشینه خانوادگی پرالتهاب، فرهنگ صریح هیپهاپ، و غسل تعمید در آتش جنگ مرورگرهای نتاسکیپ، شخصیت رهبری را ساخت که به جای پنهان کردن زخمها در پشت اسلایدهای پاورپوینت، مستقیماً به قلب مشکلات غیرممکن حمله میکند.

