مایکل پورتر، کلایتون کریستنسن، دبورا هوارد و همکاران (HBR)
فصل ۲: خلق استراتژی در عمل (مایکل آر. جانسون)
مقدمهای بر اجرای فرآیند استراتژیک
بسیاری از استراتژیهای عالی روی کاغذ باقی میمانند و به دلیل شکاف عمیق میان برنامهریزی و اجرا در عمل شکست میخورند. خلق استراتژی در عمل نیازمند رویکردی چابک، پویا و مستمر است که بتواند به سرعت با تغییرات محیطی سازگار شود.
شناسایی فرضیات زیربنایی استراتژی
هر طرح استراتژیک بر روی مجموعهای از فرضها درباره آینده بازار، رفتار مشتریان و فناوریهای نوظهور بنا شده است. مدیران موفق به طور مداوم این فرضها را تست و اعتبارسنجی میکنند تا از انحراف مسیر جلوگیری نمایند.
تخصیص منابع به عنوان آزمون واقعی استراتژی
بودجهبندی و نحوه تخصیص منابع مالی و انسانی، شاخصترین تصویر از استراتژی واقعی یک سازمان است. ادعاهای مدیران در بیانیههای مأموریت اهمیت کمتری نسبت به جایی دارد که بودجه واقعی سازمان صرف آن میشود.
فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه میبلعد؛ اگر ساختار فرهنگی سازمان با استراتژی همسو نباشد، بهترین طرحها محکوم به فنا هستند.
مشارکت دادن لایههای میانی سازمان
مدیران میانی پل ارتباطی حیاتی میان ایدههای انتزاعی ارشد و واقعیتهای اجرایی کف میدان هستند. ایجاد کانالهای ارتباطی باز برای بازخوردگیری از این لایهها، کیفیت تصمیمگیری استراتژیک را به شدت ارتقا میدهد.

