کیندرا هال (Kindra Hall - استراتژیست ارشد داستانسرایی و سخنران بینالمللی کسبوکار)
فصل ۲: عصبشناسی و علم داستانسرایی؛ در مغز شنونده چه میگذرد؟
کالبدشکافی بیولوژیکی یک ذهن مجذوبشده
چرا وقتی به یک ارائه پاورپوینت پر از بولتپوینت و نمودار گوش میدهیم، پس از پنج دقیقه دچار خستگی ذهنی میشویم، اما میتوانیم ساعتها پای یک فیلم یا داستان واقعی بنشینیم و سالها بعد تمام جزئیات آن را به یاد بیاوریم؟ کیندرا هال در این فصل با استناد به پژوهشهای نوین علوم اعصاب (Neuroscience) و روانشناسی شناختی نشان میدهد که واکنش مغز انسان به «اطلاعات» با واکنش آن به «داستان» از نظر بیوشیمیایی و مدارهای عصبی کاملاً متفاوت است.
هنگامی که ما در معرض فکتها و دادههای خشک قرار میگیریم، تنها دو ناحیه کوچک در مغز ما روشن میشوند: ناحیه بروکا (Broca's area) و ناحیه ورنیکه (Wernicke's area). وظیفه این دو بخش صرفاً رمزگشایی کلمات و درک معنای لغوی آنهاست. در این حالت، کلمات وارد میشوند، پردازش لغوی میگردند و بدون برجا گذاشتن هیچ ردپای عمیقی در حافظه بلندمدت یا مراکز تصمیمگیری، از ذهن خارج میشوند.
پدیده جفتشدگی عصبی (Neural Coupling)
یکی از شگفتانگیزترین اکتشافات دانشگاه پرینستون به سرپرستی پروفسور اوری هاسون (Uri Hasson)، پدیده جفتشدگی عصبی (Neural Coupling) است. او با قرار دادن فرد داستانگو و افراد شنونده در دستگاه تصویربرداری fMRI مشاهده کرد که وقتی گوینده شروع به تعریف کردن یک داستان واقعی و ملموس میکند، امواج مغزی شنونده دقیقاً با امواج مغزی گوینده همفاز و منطبق میشود! اگر گوینده درباره بوی قهوه تازه یا حس سرمای یک اتاق تاریک صحبت کند، قشر بویایی و قشر حسی-حرکتی مغز شنونده دقیقاً طوری روشن میشود که گویی خودِ شنونده در همان لحظه در حال تجربه کردن آن صحنه است.
داستانسرایی تنها راهی است که به وسیله آن میتوانیم یک ایده، فکر یا خاطره را بدون تغییر، مستقیماً از مغز خودمان در مغز انسان دیگری بکاریم.
همآفرینی (Co-Creation): راز درگیری عمیق ذهن مخاطب
کیندرا هال مفهومی حیاتی به نام همآفرینی ذهنی (Co-Creation) را معرفی میکند. وقتی شما به مشتری آمار میدهید، او یک دریافتکننده منفعل است. اما وقتی یک داستان تعریف میکنید، مغز شنونده به طور ناخودآگاه شروع به پر کردن جاهای خالی با خاطرات، تصاویر و تجربیات شخصی خودش میکند. اگر شما داستان کارآفرینی را تعریف کنید که ساعت ۲ نیمهشب در دفتر کارش نشسته و نگران پرداخت حقوق پرسنل است، شنونده بلافاصله تصویر شبهای بیخوابی و دغدغههای مالی خودش را روی داستان شما سوار میکند. در نتیجه، داستان شما به داستانِ خودِ او تبدیل میشود.
به همین دلیل است که اطلاعات ارائهشده در قالب داستان تا ۲۲ برابر بیشتر از حقایق صرف در حافظه باقی میمانند. وقتی شما از داستان در کسبوکار استفاده میکنید، دیگر در حال جنگیدن با ساختار بیولوژیکی مغز انسان نیستید، بلکه در جهت جریان طبیعی تکامل مغز حرکت میکنید؛ مغزی که صدها هزار سال است اطلاعات حیاتی بقا را نه از طریق فایلهای اکسل، بلکه در قالب قصهها و روایتها در کنار آتش قبیله دریافت و ذخیره کرده است.

