آنی دوک (Annie Duke)
فصل ۲: خطای هزینه غرقشده و سوگیری تعهد
مکانیسمهای روانیِ گیر افتادن در گذشته
یکی از قدرتمندترین عوامل بازدارنده از ترک کردن، خطای هزینه غرقشده (Sunk Cost Fallacy) است. این پدیده زمانی رخ میدهد که ما زمان، پول یا انرژی زیادی را صرف یک پروژه، رابطه یا سرمایهگذاری کردهایم و با وجود اینکه میدانیم آیندهای ندارد، به خاطر هزینههایی که قبلاً پرداخت کردهایم، به مسیر خود ادامه میدهیم.
چرا هزینههای گذشته نباید در تصمیمات آینده دخیل باشند؟
از نظر اقتصادی و عقلانی، هزینههای گذشته غیرقابل بازگشت (Sunk) هستند و نباید در تصمیمگیریهای لحظهایِ رو به جلو تأثیری داشته باشند. تنها چیزی که اهمیت دارد، هزینهها و منافعِ آینده است. اما مغز انسان به گونهای سیمکشی شده که تحمل زیانِ قطعی را ندارد و ترجیح میدهد ریسکِ باختِ بیشتر را بپذیرد تا اینکه اعتراف کند سرمایهگذاری گذشتهاش اشتباه بوده است.
این پدیده در کسبوکارها به شکل پروژههای شکستخوردهای دیده میشود که بودجه کلانی دریافت میکنند، صرفاً به این دلیل که مدیران نمیخواهند شکست پروژههای قبلی را بپذیرند. در روابط شخصی نیز همین الگو به شکل ماندن در ازدواجهای فرسایشی بروز میکند.
هزینههای غرقشده مانند بتنی هستند که دور پاهای ما خشک شده است؛ تا زمانی که نپذیریم آن پول یا زمان رفته است، نمیتوانیم شنا کنیم.
راهکارهای علمی برای مقابله با خطای هزینه غرقشده
برای رهایی از این تله ذهنی، باید تمرین کنیم که وضعیت موجود را از نقطه صفر ارزیابی کنیم. از خود بپرسید: «اگر همین امروز تازه وارد این موقعیت میشدم، آیا باز هم این تصمیم را میگرفتم؟» پاسخ به این سوال ساده، نقابِ هزینههای گذشته را کنار میزند.
شناخت این سوگیریها گام نخست است، اما در فصل بعدی خواهیم دید که افراد باهوش به دلیل توانایی بالاتر در توجیه منطقی، اتفاقاً بیشتر در این دامها گرفتار میشوند.

