پروفسور بنت فلیوبیرگ و دن گاردنر (Bent Flyvbjerg & Dan Gardner)
فصل ۲: مغالطه تعهد (چرا پروژهها از همان نقطه آغاز شکست میخورند؟)
کالبدشکافی تصمیمات زودهنگام: روانشناسی و قدرت
چرا مدیران هوشمند، مهندسان کارآزموده و رهبران باانگیزه بارها در تله شروع شتابزده پروژهها میافتند؟ پاسخ در تعامل میان سوگیریهای شناختی مغز انسان (روانشناسی) و بازیهای سیاسی و سازمانی (قدرت) نهفته است. هنگامی که فرد یا گروهی مجذوب یک ایده بزرگ میشود، ذهن انسان به طور خودکار تمایل دارد اولین راهحل به ظاهر منطقی را به عنوان بهترین و تنها راهحل ممکن بپذیرد و فوراً به آن متعهد شود. فلیوبیرگ این پدیده را مغالطه تعهد (The Commitment Fallacy) و گرایش به قفل شدن زودهنگام روی یک گزینه را «قفلشدگی زودرس» (Premature Lock-in) مینامد.
تحریف استراتژیک: وقتی دروغگوییِ سازمانیافته جای تحلیل را میگیرد
اما روانشناسی تنها نیمی از داستان است. در بسیاری از پروژههای بزرگ، تخمینهای غیرواقعی ناشی از خطای شناختیِ معصومانه نیستند، بلکه محصول تحریف استراتژیک (Strategic Misrepresentation) هستند؛ عبارتی مودبانه و علمی برای «دروغ گفتن آگاهانه با هدف کسب تاییدیه و بودجه»! پیمانکاران، مدیران میانی و سیاستمداران به خوبی میدانند که اگر هزینه و زمان واقعی یک پروژه را روی کاغذ بیاورند، هیئتمدیره یا پارلمان هرگز با شروع آن موافقت نخواهد کرد. بنابراین، آنها آگاهانه اعداد را کوچکنمایی میکنند تا فقط «پای پروژه به میدان باز شود».
در دنیای پروژههای عمرانی و عمومی، اولین بودجهای که اعلام میشود در واقع فقط یک پیشپرداخت است؛ اگر مردم از همان ابتدا قیمت واقعی را بدانند، هرگز رای به ساختن هیچچیز نمیدهند!
توهم هزینه غرقشده و تشدید تعهد
چرا ترفند رابرت موزس تقریباً همیشه کار میکند؟ به دلیل مکانیسم روانشناختی قدرتمندی به نام «مغالطه هزینه غرقشده» (Sunk Cost Fallacy) و «تشدید تعهد» (Escalation of Commitment). وقتی سازمانی میلیونها یا میلیاردها دلار در پروژهای هزینه کرده و اعتبار مدیران به آن گره خورده است، توقف پروژه به معنای پذیرش علنی شکست است. در نتیجه، تصمیمگیرندگان برای توجیه هزینههای قبلی، پولهای خوبِ جدید را به دنبال پولهای بدِ قبلی روانه چاهِ پروژهای میکنند که از پایه غلط طراحی شده است.
درمان مغالطه تعهد: تعهد به عدم تعهد زودهنگام
برای نجات پروژه از قفلشدگی زودرس و تحریف استراتژیک، رهبران باید فرهنگ تصمیمگیری خود را دگرگون کنند. در آغاز کار، به جای پرسیدن «چگونه این ایده را سریعتر بسازیم؟»، باید «تعهد به عدم تعهد» (Commit to Not Committing) داشت. این یعنی مقاومت آگاهانه در برابر وسوسه انتخاب اولین راهحل، به چالش کشیدن مفروضات اولیه، دعوت از منتقدان برای کالبدشکافی طرح (کالبدشکافی پیش از مرگ یا Premortem)، و باز نگه داشتن فضای کاوش تا زمانی که مشکل اصلی و گزینههای مختلف به دقت بررسی شوند.
هنگامی که از قفل شدن زودهنگام روی یک راهحل جلوگیری کردیم، گام بعدی چیست؟ چگونه باید فرآیند برنامهریزی را آغاز کنیم تا مطمئن شویم در مسیر درستی گام برمیداریم؟ پاسخ در تغییر جهت تفکر از «چپ به راست» به سمت تفکر از راست به چپ است.

