مارکوس باکینگهام و کورت کوفمن (Marcus Buckingham & Curt Coffman)
فصل ۱: انقلاب گالوپ (The Gallup Revolution)
ریشههای یک پژوهش بیسابقه
برای دههها، سازمانها بر پایه فرضیات سنتی و ساختارهای خشک بوروکراتیک اداره میشدند. تصور رایج این بود که هر فردی را میتوان با آموزش مناسب به هر نقطهای رساند و نقش مدیر، اصلاح ضعفها و کنترل کارمندان است. اما مؤسسه گالوپ با انجام یکی از گستردهترین مطالعات تاریخ مدیریت بر روی بیش از ۸۰,۰۰۰ مدیر در ۴۰۰ شرکت مختلف، این فرضیات بنیادین را به چالش کشید.
هدف اصلی این پژوهش عظیم، یافتن پاسخ برای یک سوال کلیدی بود: چه چیزی باعث میشود که برترین مدیران جهان تا این حد با یکدیگر متفاوت عمل کنند و عملکردی خیرهکننده خلق نمایند؟ نتیجه این تحقیق، انقلابی در نگرش به رهبری و مدیریت سازمانی ایجاد کرد که بنیانهای سنتی را دگرگون ساخت.
حکمت متداول در برابر خرد مدیران بزرگ
مدیران معمولی و سنتی پیرو «حکمت متداول» هستند؛ مجموعهای از باورهای عمومی که جامعه و سیستمهای آموزشی به خورد افراد میدهند. این باورها شامل این است که افراد پتانسیل نامحدودی دارند، تفاوتهای فردی موانعی هستند که باید همگون شوند، و بهترین راه پیشرفت، کار کردن روی نقاط ضعف است.
یکی از یافتههای تکاندهنده این پژوهش این بود که بسیاری از کارمندان کارآمد، به دلیل سوءمدیریت و ارتباط ضعیف با سرپرست مستقیم خود، شرکت را ترک میکنند و نه به خاطر حقوق و مزایا. این کشف، تمرکز مطالعات را به طور کامل به سمت شناخت رفتارهای مدیران استثنایی معطوف کرد.
مردم شرکتی را که در آن کار میکنند ترک نمیکنند، آنها مدیران خود را ترک میکنند.
چهار فعالیت کلیدی مدیران بزرگ
پژوهش گالوپ نشان داد که مدیران بزرگ، صرفنظر از صنعت، اندازه شرکت یا موقعیت جغرافیایی، در چهار فعالیت اساسی اشتراک دارند که ساختار اصلی این کتاب را تشکیل میدهد:
درک این چهار اصل، تفاوت میان مدیری که کارمندان را فراری میدهد و مدیری که بالاترین بهرهوری و انگیزه را در تیم خود خلق میکند آشکار میسازد.

