پروفسور نسیم نیکولاس طالب (Nassim Nicholas Taleb)
فصل ۶: طریق سلبی (Via Negativa)؛ زمان، اثر لیندی و خرد کاهشی
خرد کاهشی یا طریق سلبی (Via Negativa)
در الهیات قرون وسطی، اندیشمندانی مانند ابنمیمون و توماس آکویناس استدلال میکردند که بشر نمیتواند ذات خداوند را به صورت ایجابی تعریف کند (که خدا چیست)، بلکه تنها میتواند از طریق سلب صفات ناقص بگوید که «خدا چه چیزی نیست». طالب این مفهوم عمیق فلسفی یعنی طریق سلبی (Via Negativa) را به قلمرو معرفتشناسی، مدیریت، پزشکی و موفقیت شخصی وارد میکند: ما بسیار دقیقتر میدانیم چه چیزی غلط، شکننده و آسیبرسان است تا اینکه چه چیزی درست است. بنابراین، مطمئنترین راه برای پیشرفت و پادشکنندگی، افزودن تئوریها، داروها و پیچیدگیهای جدید نیست، بلکه حذف عوامل شکنندهساز، عادتهای مخرب و ایدههای باطل است.
شیادان را میتوان از روی یک نشانه قطعی تشخیص داد: آنها همیشه برای حل مشکلات شما پیشنهاد میکنند چیزی را اضافه کنید یا بخرید (یک دارو، یک دوره آموزشی، یک قانون جدید، یک سیستم نرمافزاری)، زیرا از گفتنِ «این کارِ مضر را متوقف کن و هیچ کار دیگری نکن» پولی نصیبشان نمیشود.
زمان به مثابه پاککن بزرگ و بیماری نومانیا (Neomania)
زمان، بیرحمترین و در عین حال صادقترین آزمونگر شکنندگی است؛ زیرا زمان همان نوسان و بینظمی در مقیاس گسترده است. هر چیزی که شکننده باشد، دیر یا زود در برخورد با امواج زمان میشکند و به زبالهدان تاریخ میپیوندد. با این حال، انسان مدرن مبتلا به بیماری نومانیا (Neomania) یا شیفتگی جنونآمیز به «هر چیز نو و جدید» است. ما فناوریهای پرزرقوبرق امروز را میپرستیم، غافل از اینکه ۹۹ درصد ابزارها، کتابها و نرمافزارهای پرطرفدارِ امسال، پنج سال دیگر کاملاً فراموش خواهند شد، در حالی که فناوریهای بنیادینی چون چرخ، صندلی، لیوان شیشهای، چاقو و کفش، هزاران سال است که از آزمون زمان سربلند بیرون آمدهاند.
پزشکی، تحدب و قاعده طلایی مداخله درمانی
طالب با ترکیب «طریق سلبی» و «منطق غیرخطی تحدب»، یک چارچوب انقلابی برای تصمیمگیریهای پزشکی ارائه میدهد: ما نباید اجازه دهیم پزشکان با بدن تقریباً سالم مانند بدن یک بیمار روبهمرگ رفتار کنند. هنگامی که فردی دچار یک عارضه خفیف است (مثلاً فشار خونش اندکی بالاتر از خط فرضی جدول است، یا کمی غمگین است، یا سرماخوردگی ساده دارد)، منحنی مداخله پزشکی به شدت مقعر است؛ یعنی منافع دارو بسیار ناچیز، اما خطرات پنهان و عوارض جانبی ناشناخته آن (ایاتروژنیکس) بسیار سنگین است. در مقابل، زمانی که بیمار در وضعیت بحرانی و تهدیدکننده حیات قرار دارد (مانند سرطان پیشرفته، عفونت حاد یا تصادف شدید)، منحنی مداخله پزشکی کاملاً محدب میشود؛ در اینجا باید از تمام ظرفیت جراحی و داروییِ مدرن استفاده کرد، زیرا زیانِ بیشتر معنایی ندارد و منفعتِ آن نجات جان انسان است.
تغذیه پادشکننده: بهرهگیری از محرومیت متناوب
بدن انسان در طول میلیونها سال تکامل، هرگز سه وعده غذای منظم و سرشار از کربوهیدرات در ساعات دقیق شبانهروز دریافت نکرده است. اجداد ما مانند شکارچیان طبیعت، روزهایی را در گرسنگی و جستوجو سپری میکردند و پس از شکار، تا حد سیری کامل تغذیه مینمودند. طالب نشان میدهد که نوسان و بینظمی در دریافت کالری (مانند روزهداری متناوب یا Intermittent Fasting) یک استرسور حیاتی است که مکانیسم «اتوفاژی» (خودخواری سلولی و پاکسازی سلولهای معیوب و پیر) را در بدن فعال میسازد. محروم کردن بدن از استرسِ گرسنگی، سرما و گرما، متابولیسم انسان مدرن را شکننده و مستعد بیماریهای مزمن کرده است.
اگر غذایی در خانه مادربزرگِ مادربزرگ شما وجود نداشته است و نام ترکیبات روی بستهبندی آن شبیه فرمولهای کارخانه پتروشیمی است، به احتمال بسیار زیاد بدن شما برای هضم آن تکامل نیافته است؛ آن را حذف کنید.

